
بسم الله الرحمن الرحیم
همانطور که در قسمت های قبل از مقالات آیات مهدوی دیده اید در این سلسله مقالات به بررسی آیاتی از قرآن کریم که پیرامون مهدویت هستند می پردازیم.
مقالات مرتبط
در این مقاله می خواهیم آیه 47 سوره آل عمران را بررسی نمائیم. در ادامه ابتدا متن و ترجمه آیه مذکور را ببینیم.
آلعمران : 46 وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ مِنَ الصَّالِحين
و او (عیسی بن مریم) در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می گوید(به عنوان هدایت کننده به سمت خداوند متعال) و از صالحین است.
حدثني يونس، قال: أخبرنا ابن وهب، قال: سمعته يعني ابن زيد يقول في قوله: وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلًا قال: قد كلمهم عيسى في المهد، و سيكلمهم إذا قتل الدجال، و هو يومئذ كهل
(تفسیر طبری/ج3/ص188)
طبری در تفسیرش از اسامة بن زید نقل کرده است که:
عیسی نبی الله در گهواره با مردم(در مقام معجزه خاص الهی) سخن گفت و بار دیگر بعد از کشتن دجال با آنان سخن خواهد گفت در حالیکه در سن میان سالی است.
این روایت، در کتب شیعه نقل نشده است و آن را ابن جریر طبری در تفسیر معروف خود که بسیار مورد توجه و قبول اهل سنت می باشد، ذکر کرده و سیوطی نیز این روایت را با همین سند در الدر المنثور(ج2/ص48) آورده است.
افراد ذکر شده در سند یعنی یونس بن عبدالاعلی و عبدالله بن وهب و اسامة بن زید همگی از علمای طراز اول عصر خود و مورد قبول اهل سنت هستند[1]. اما با این حال روایت قبول نیست چراکه بر اساس مبانی حدیثی نزد شیعه، باید سند متصل به اهل بیت علیهم السلام باشد ولی این روایت چنین اتصالی ندارد پس روایت «مرسل» است و به اهل بیت عصمت نمی رسد.
اما توجه به سه نکته می تواند سبب اعتماد بر صدور این روایت از منبع وحی بشود:
اسامة بن زید از شاگردان سعید بن مسیب به شمار می رود و ایشان از اصحاب نزدیک امام سجاد سلام الله علیه بوده اند[2].
وجود روایات زیادی در منابع شیعه (که در ادامه به بعضی اشاره خواهد شد) که از لحاظ محتوا با این حدیث موافق هستند، به وسیله هم خانواده سازی ادله، می توانیم به محتوای این روایت اطیمنان داشته باشیم.
مفسرین شیعه و اهل سنت، نوعا "کهل" را دعوت مردم به سمت دین خدا در میانسالی حضرت عیسی تحلیل کرده اند [3]در صورتی که دو اشکال به این تحلیل وارد است که سبب می شود معنایی که روایت ذکر کرده است با سیاق آیه نیز هم خوانی بیشتری داشته باشد:
اشکال1: طبق گزارش های مورخین و احادیث[4] و هم چنین مطالب نقل شده در بعضی از انجیل ها، حضرت عیسی هنگام عروج در سنین حدود سی تا سی و چهار سالگی بوده اند؛ این نشان می دهد ایشان به سن " کهل" بودن نرسیده اند چراکه «کهل» شخصی است که موی سفید او مشخص شده باشد و همراه با بزرگی و احترام باشد. [5]
این معنا به طور معمول برای سنی بیش از 40 سال است. البته برخی از مفسرین برای تحلیل روایت و فرار از این اشکال " کهل " را از سنین پایین تر داستند که با توجه به کتب لغت این کلام تمام نیست.
اشکال2: در آیه سخن گفتن حضرت عیسی در سن میانسالی بعد از سخن گفتن ایشان در گهواره بیان شده است پس سیاق آیه اقتضاء دارد که سخن گفتن در بزرگسالی مثل سخن گفتن در گهواره [6] یک نشانه و مقام خاص الهی برای نشان دادن جایگاه عظیم ایشان باشد در حالی که صرف تکلم با مردم در میانسالی چنین نیست؛ پس سخن گفتن ایشان با مردم بعد از رجعت و کشتن دجال، با سیاق آیه همخوانی بیشتری دارد.
همانطور که می دانید بر خلاف مسیحیان که غالبا به کشته شدن عیسی مسیح باور دارند، مسلمانان ایشان را زنده و در نزد خداوند متعال می دانند. به این باور در قرآن کریم نیز اشاره شده است:
آلعمران : 55 إِذْ قالَ اللَّهُ يا عيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ وَ مُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذينَ كَفَرُوا
گفت خداوند متعال ای عیسی من تو را به طور کامل در بر گرفته ام و به سوی خود آوردم و از پلیدی کفار تو را تطهیر و دور کردم.[7]
همچنین با صراحت بیشتر در آیه زیر، کشته نشدن جناب عیسی بیان شده است:
النساء : 157 وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسيحَ عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ
و کلام آنها که می گویند ما مسیح یعنی عیسی بن مریم را به قتل رساندیم (صحیح نیست) و آنان او را نشکتند و به دار نیاویختند لکن قضیه بر آنها مشتبه شد.
و روایات زیادی از شیعه و سنی نیز در این بحث مطرح شده است که کشته نشدن حضرت عیسی (علیه السلام) را تایید می کند.[8]
یکی دیگر از مطالب مورد قبول مسلمین در مورد حضرت عیسی مسیح، بازگشن ایشان در کنار امام زمان سلام الله علیهما است. در روایات شیعه این مطلب به عنوان یکی از نشانه های ظهور ذکر شده است. در روایت آمده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: " ده چیز از نشانه های هنگام ظهور است" و سپس تعدادی را بیان کرده اند از جمله:
نمایان شدن دابة الارض، دجال و نمایان شدن عیسی بن مریم و...[9]
بازگشت حضرت عیسی در بین شیعه و اهل سنت به عنوان یکی از نشانه های محکم ظهور امام زمان سلام الله علیه مطرح شده است و جای شبهه در آن نیست و جالب این است که جناب عیسی قاتل دجال هستند. (در نوشتار دیگری مفصل به شناخت دجال پرداخته شده است.)
در کتب شیعه به این مطلب در روایات متعددی اشاره است که در ادامه به یکی از آنها اشاره خواهیم کرد. از امام باقر علیه السلام روایت شده که:
سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يَعْرِفُونَ [اللَّهَ] مَا هُوَ [وَ] التَّوْحِيدَ حَتَّى يَكُونَ خُرُوجُ الدَّجَّالِ وَ حَتَّى يَنْزِلَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ [ع] مِنَ السَّمَاءِ وَ يَقْتُلَ اللَّهُ الدَّجَّالَ عَلَى يَدَيْهِ [يَدِهِ] وَ يُصَلِّيَ بِهِمْ رَجُلٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ أَلَا تَرَى أَنَّ عِيسَى يُصَلِّي خَلْفَنَا وَ هُوَ نَبِيٌّ إِلَّا وَ نَحْنُ أَفْضَلُ مِنْهُ.[10]
بر مردم زمانی می آید که از توحید و خداشناسی شناختی ندارند تا کار به جایی می رسد که دجال خروج می کند. سپس عیسی بن مریم از آسمان نزول می کند و خداوند به واسطه او دجال را از بین می برد و عیسی و کسانی که در کنار او دجال را کشته اند به مردی از ما اهل بیت (علیهم السلام) برای نماز اقتدا می کنند. توجه کن که عیسی پشت سر ما نماز می خواند در حالیکه نبی خدا است. پس ما اهل بیت علیهم السلام فضیلت بیشتری داریم.
در صحیح مسلم نیز بابی به این عنوان آمده است: " بَابُ فِي خُرُوجِ الدَّجَّالِ وَ مُكْثِهِ فِي الْأَرْضِ، وَ نُزُولِ عِيسَى وَ قَتْلِهِ إِيَّاهُ[11]/باب خروج دجال و توقف او در زمین و نزول حضرت عیسی و قتل دجال به دست ایشان" که در آن چند روایت حول این مطلب جمع آوری شده است.
این روایات ذکر شده به خوبی تقویت کننده روایت اصلی بحث در مقام تفسیر آیه شریفه هستند و نشان از ریشه عمیق این باور در متون اسلامی شیعه و اهل سنت دارند.
شیعه و اهل سنت باور دارند که عیسی مسیح سلام الله علیه کشته نشده و نزد خداوند زنده می باشد
شیعه و اهل سنت باور دارند که او در قیام امام زمان سلام الله علیهما همراه ایشان خواهد بود.
بر اساس نصوص روایی متعدد از فریقین، ایشان قاتل دجال هستند یا لا اقل در قتل او نقش پر رنگی دارند.
[1] برای بررسی کامل آن رجوع شود به سیر الاعلام النبلاء ذیل مدخل هر یک از این افراد
[2] قاموس الرجال/ج5/ص121
[3] مراجعه شود به: التبیان، مجمع البیان ؛ تفسیر کبیر فخر رازی، جامع البیان طبری ذیل آیه شریفه
[4] قصص الانبیاء/ ابن کثیر/ص532
[5] كتاب العين / خلیل بن احمد/ ج3 ؛ ص378
[6] در آیات دیگر کلام ایشان در گهواره بیان شده است:
مريم : 30 قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَني نَبِيًّا
[7] مراجعه شود ذیل آیه به تفسیر جامع البیان طبری / التبیان شیخ طوسی و ...
[8] الاحادیث المشترکة حول عسی المسیح/ ص87
[9] الخصال/ج2/ص447
[10] تفسير فرات الكوفي، ص: 139
[11] صحیح مسلم، جلد: ۴، صفحه: ۲۲۵۸

حکایت درب های مدینه در ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

ر میان توقیعاتی که از امام زمان عجل االله تعالی فرجه الشریف به شیعیان رسیده است، توقیعاتی وجود دارند که درباره مسائل اعتقادی و امور مربوط به وکلا و اداره جامعه شیعیان هستند.

بخشی از توقیعاتی که از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است، توقیعات در مسائل فقهی است. این توقیعات در پاسخ به سوال های فقهی برخی از اصحاب وشیعیان آن زمان، بیان شده است. پرسشهايى كه همانند دورههاى امامان پيشين عليه السلام براى شيعيان پديد مىآمده است.

تطابق تکوین و تشریع: آیه ۸۳ سوره آلعمران تأکید دارد که انسان باید به اختیار خود تسلیم همان شریعتی شود که تمام هستی تکویناً تحت سلطه آن است تا به سعادت برسد.

بر اساس روایت امام صادق(علیه السلام)، این آیه اشاره به پیمان خداوند با همه پیامبران دارد مبنی بر اینکه در دوران رجعت به دنیا بازگردند تا به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) ایمان آورده و ایشان را یاری کنند.

شیعه و اهل سنت باور دارند که عیسی مسیح سلام الله علیه کشته نشده و نزد خداوند زنده می باشد
شیعه و اهل سنت باور دارند که او در قیام امام زمان سلام الله علیهما همراه ایشان خواهد بود.
بر اساس نصوص روایی متعدد از فریقین، ایشان قاتل دجال هستند یا لا اقل در قتل او نقش پر رنگی دارند.

توقیعات، سخنان مکتوب امام زمان(عج) در پاسخ به پرسشها و درخواستهای شیعیان است که در دوران غیبت صغری (از طریق نواب اربعه) به مردم میرسید. حدود ۱۰۰ توقیع از ایشان بهجا مانده که بیشتر در دوره نیابت دوم و سوم صادر شده است. برای اعتبارسنجی این نامهها، سه روش بهکار میرفته: بررسی زنجیره راویان در منابع معتبری چون کمالالدین و الغیبه، هماهنگی محتوا با اصول مسلم دینی، و مهمتر از همه خطشناسی؛ زیرا شیعیان با خط امام عسکری(ع) آشنا بودند و توقیعات امام زمان(عج) نیز با همان خط (یا خطی بسیار شبیه) نوشته میشد که امکان جعل را از بین میبرد.

علی بن محمد سمری، چهارمین و آخرین نایب خاص امام زمان(عج) بود. او از خاندانی متدین و از اصحاب خاص امام حسن عسکری(ع) به شمار میرفت و با تصریح حسین بن روح (نایب سوم) به این مقام منصوب شد. دوران سهساله نیابت او با شدیدترین اختناق عباسیان همراه بود. شش روز پیش از وفاتش در سال ۳۲۹ ق، توقیعی از سوی امام زمان(عج) صادر شد که هم خبر از درگذشت قریبالوقوع او میداد و هم اعلام میداشت که پس از وی نایب خاصی نخواهد آمد و دوران غیبت کبری آغاز میشود. پیکر او در نزدیکی مسجد براثای بغداد به خاک سپرده شده است.
اولین نفری باشید که پیام خود را ثبت میکند