
بسم الله الرحمن الرحیم
همانطور که در قسمت های قبل از مقالات آیات مهدوی دیده اید در این سلسله مقالات به بررسی آیاتی از قرآن کریم که پیرامون مهدویت هستند می پردازیم.
مقالات مرتبط
در این مقاله می خواهیم آیه 86 سوره آل عمران را بررسی نمائیم. در ادامه ابتدا متن و ترجمه آیه مذکور را ببینیم.
آل عمران: 86 وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ
و [ياد كنيد] هنگامى كه خدا از همه پيامبران [و امتهايشان] پيمان گرفت كه: هرگاه كتاب و حكمت به شما دادم، سپس [در آينده] پيامبرى براى شما آمد كه آنچه را [از كتابهاى آسمانى] نزد شماست تصديق كرد، قطعاً بايد به او ايمان آوريد و وى را يارى دهيد. [آن گاه خدا] فرمود: آيا اقرار كرديد و بر اين [حقيقت] پيمان محكم مرا [به صورتى كه به آن وفا كنيد] دريافت نموديد؟ گفتند: اقرار كرديم. فرمود: پس [بر اين پيمان] گواه باشيد و من هم با شما از گواهانم. (81)[1]
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِهِ وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ- ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً مِنْ لَدُنْ آدَمَ إِلَى عِيسَى ع إِلَّا أَنْ يَرْجِعَ إِلَى الدُّنْيَا فَيَنْصُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (ع) وَ هُوَ قَوْلُهُ «لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ» يَعْنِي رَسُولَ اللَّهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ يَعْنِي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِين[2]
به سند صحیح از امام صادق سلام الله علیه روایت شده که حضرت در تفسیر این آیه فرمودند:
خداوند متعال از حضرت آدم تا حضرت عیسی هیچ رسولی را مبعوث نکرد مگر اینکه آنان را به دنیا باز می گرداند( در روزگار رجعت) تا امیرالمومنین سلام الله علیه را یاری کنند و منظور از این قول خداوند متعال در آیه که "به او ایمان آورید" رسول خدا صلی الله علیه و آله و مراد از " او را یاری دهید" امیر المومنین سلام الله علیه می باشد.
از لحاظ سندی روایت در کتاب تفسیر قمی به سند صحیح از امام صادق علیه السلام نقل شده است، اما با توجه به این که معمولا علمای شیعه در مباحث اعتقادی، خبر واحد صحیح تنها را قبول نمی کنند، باید این مطلب را هم ضمیمه کنیم که با توجه به سند مذکور در کتاب تفسیر قمی و سند دیگری از همین روایت در کتاب مختصر البصائر(ص112) مشخص می شود که روایت از کتاب «الامامة» عبدالله بن مسکان گرفته شده است.
این کتاب مورد قبول مکاتب حدیثی قم و بغداد قرار گرفته است. کَشی او را از اصحاب اجماع (یعنی کسانی که علمای امامیه بر صحت احادیثشان اجماع دارند[3]) دانسته است. این قرائن می تواند ما را به اطمینان به صدور این حدیث از امام معصوم سلام الله علیه برساند.
وقتی تمامی انبیاء و اوصیاء از جانب یک حقیقت و مبدا ارسال شده باشند، بسیار واضح است که در نهایت دارای یک هدف هستند و یکدیگر را برای تحقق آن هدف یاری می کنند. برای همین در آیات زیادی از قرآن می بینیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای اهل کتاب، شواهدی از دین خودشان می آورند که نشان می دهد، اسلام ادامه همان ادیان گذشته است اما با اصلاح بدعت ها و تکامل کامل دستورات همراه است تا مناسب دین نهایی و خاتم باشد.
به عنوان مثال برای روشن شدن سیر هدایت و تصدیق انبیاء نسبت به یکدیگر به این آیات توجه بفرمایید(بخشی از آیات که شاهد بر بحث است ذکر شده):
المائدة : 46 وَ قَفَّيْنا عَلى آثارِهِمْ بِعيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ آتَيْناهُ الْإِنْجيلَ فيهِ هُدىً وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقين
و به دنبال پیامبران گذشته، عیسی بن مریم را درآوردیم در حالی که تصدیق کننده تورات پیش از خود بود، و انجیل را که در آن هدایت و نور است به او عطا کردیم و آن هم تصدیق کننده تورات پیش از خود، و برای پرهیزکاران هدایت و موعظه بود.
المائدة : 48 وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ
و ما این کتاب [قرآن] را به درستی و راستی به سوی تو نازل کردیم در حالی که تصدیق کننده کتاب های پیش از خود و نگهبان و گواه بر [حقّانیّت همه] آنان است؛ پس میان آنان بر طبق آنچه خدا نازل کرده است داوری کن
در این دو آیۀ شریفه، به وضوح ملاحظه می کنید که انبیاء اولوالعزم الهی هر کدام مسیر و حرکت نفر قبل را در راه هدایت بشر ادامه داده اند و یک مسیر واحد را دنبال کرده اند و هر کدام نسبت به همدیگر تایید و یاری رسانی نیز داشته اند.
شاید در این دو آیه عبارات " قفینا عی آثارهم: او را به دنبال آثار(مسیر) انبیاء قبل فرستادیم" و "مصدقا لما بین یدیه: در حالیکه تصدیق می کرد آن چه در برابر او بود(از کتاب های انبیای گذشته)" بسیار صریح در مقصود محل بحث باشد.
حالا که این یگانگی مسیر و هدف واضح شد و مشخص شد که انبیا در تمام این مسیر یکدیگر را یاری رسانی می کردند، بازگشت انبیای گذشته برای یاری رسانی به امیر المومنین سلام الله علیه در نبرد نهایی کفر و ایمان و نور و ظلمت نیز یکی از مصادیق همین حرکت کلی می باشد و دیگر امری به دور از ذهن و غریب نمی نماید.
البته آیه شریفه دال بر فضیلت رسول خدا و امیر المومنین سلام الله علیه بر انبیای گذشته و همچنین دال بر اعتقاد مهم رجعت نیز می باشد که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.
در آیه شریفه و روایتی که در ذیل آن ذکر شد، مشخص گردید که خداوند متعال ایمان و یاری نسبت به رسول خدا و امیرالمونین سلام الله علیه را برای انبیاء الهی واجب کرده است که این مطلب ظهور در فضیلت امیرالمومنین بر انبیاء اولو العزم دارد چرا که آنان مامور به یاری رسانی و نبرد در رکاب امیرالمومنین سلام الله علیه شده اند.
البته این روایت به تنهایی برای اثبات مطلب کافی نیست چرا که احتمال دارد امر به یاری شده باشند هر چند رتبه ایشان کمتر از امیرالمومنین نیست و از لزوم خدمت و یاری کردن نسبت به دیگری در مسیر حق، حتما فضیلت او ثابت نمی شود.
اما به ضمیمه روایات دیگر، مشخص می شود که این فرماندهی حضرت امیرالمومنین سلام الله علیه در زمان رجعت، بر آمده از فضیلت و برتری وجود مبارکشان بر دیگر انبیای الهی است. از امام صادق علیه السلام نقل شده است که حضرت فرمودند:
أَيُّ شَيْءٍ يَقُولُ الشِّيعَةُ فِي عِيسَى وَ مُوسَى وَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قُلْتُ يَقُولُونَ إِنَّ عِيسَى وَ مُوسَى أَفْضَلُ مِنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ فَقَالَ أَ يَزْعُمُونَ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع قَدْ عَلِمَ مَا عَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ قُلْتُ نَعَمْ وَ لَكِنْ لَا يُقَدِّمُونَ عَلَى أُولِي الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ أَحَداً قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَخَاصِمْهُمْ بِكِتَابِ اللَّهِ قَالَ قُلْتُ وَ فِي أَيِّ مَوْضِعٍ مِنْهُ أُخَاصِمُهُمْ قَالَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى لِمُوسَى كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ عَلِمْنَا أَنَّهُ لَمْ يَكْتُبْ لِمُوسَى كُلَّ شَيْءٍ وَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِعِيسَى وَ لِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى لِمُحَمَّدٍ ص وَ جِئْنا بِكَ شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ.[4]
شیعیان درباره حضرت عیسی و حضرت موسی و امیر المومنین (سلام الله علیهم) چه می گویند؟ راوی می گوید عرض کردم: شیعیان باور دارند که حضرت سی و حضرت موسی بالاتر از امیر المومنین هستند.
حضرت فرمودند: آیا می دانند که امیر المومنین سلام الله علیه تمام علم رسول خدا صلی الله علیه و آله را دارا می باشد؟گفتم:بله ولی بر انبیای اولو العزم احدی را مقدم نمی کنند.
حضرت فرمودند: پس با آن ها به وسیله کتاب خدا مخاصمه کن(و این اعتقاد اشتباه را در بین شیعیان اصلاح کن) عرض کردم: با کدام قسمت کتاب با آنها مخاصمه کنم؟
امام فرمودند: خداوند متعال درباره حضرت موسی می فرماید" كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ" که از این متوجه می شویم برای موسی همه چیز مکتوب نشده است(چون "مِن" آمده است و معنی می شود از هر چیزی، نه همه چیز) و درباره عیسی می فرماید " لِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ" (پس باز همه چیز به او گفته نشده بلکه بعضی گفته شده است) و درباره محمد صلی الله علیه و آله می فرماید " وَ جِئْنا بِكَ شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ" (که مشخص می شود علم همه چیز به رسول خدا داده شده و همان برای امیرالمومنین هم ثابت است پس ایشان بر انبیای اولوالعزم برتری دارند.)
در روایت دیگری همین فضیلت و برتری برای تمام اهل بیت علیهم السلام نیز بیان شده است. امام صادق علیه السلام می فرمایند:
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ أُولِي الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ فَضَّلَهُمْ بِالْعِلْمِ وَ أَوْرَثَنَا عِلْمَهُمْ وَ فَضَّلَهُمْ وَ فَضَّلَنَا عَلَيْهِمْ فِي عِلْمِهِمْ وَ عِلْمِ رَسُولِ اللَّهِ ص مَا لَمْ يَعْلَمُوا وَ عَلِمْنَا عِلْمَ الرَّسُولِ ص وَ عِلْمَهُمْ.[5]
خداوند متعال پیامبران اولو العزم را خلق کرد و آنان را به خاطر علمشان بر دیگران برتری بخشید و ما علم آنان را به ارث بردیم پس آنان بر دیگران فضیلت دارند و ما نیز بر آنان فضیلت داریم در همان علمشان و علم رسول خدا که آنان نمی دانند در حالیکه ما علم رسول خدا و علم آنان را می دانیم.
بازگردانده شدن انبیا الهی برای یاری رساندن به امیرالمومنین سلام الله علیه یکی از مصادیق رجعت به شمار می آید که این مطلب، از باور های مهم شیعیان است به طوری که در قرن های نخستین، به عنوان نماد اعتقادی شیعه شناخته می شده است.
مثلا ذهبی که از علمای طراز اول اهل سنت است بعد از بیان عباراتی در وثاقت و بزرگی جابر بن یزید جعفی، وقتی می خواهد او را کذاب بخواند و تضعیف کند، چنین می گوید:
جرير بن عبد الحميد: لا أستحلّ ان أحدّث عن جابر الجعفي؛ كان يؤمن بالرّجعة.[6]
جریر گفت: من نقل روایت از جابر جعفی را صحیح نمی دانم چرا که او به رجعت ایمان دارد.
یعنی اعتقاد به رجعت، سبب عدم پذیرش روایت او می شود چرا که این اعتقاد نشان می دهد او از طریق اهل سنت جدا می باشد و ملحق به شیعیان است.
این عملکرد ذهبی و دیگر رجالیان اهل سنت برای تضعیف و شیعه خواندن روایان، در بسیاری از موراد نمایان شده است.[7] که نشان از این دارد که یکی از راه های مهم شناخت شیعیان از دیگر فرق، باورشان به رجعت است.
در بسیاری از ادعیه و زیارات هم ما مامور به باور و شهادت دادن بر رجعت شده ایم. به عنوان مثال:
دعای عهد: ُفَأَخْرِجْنِي مِنْ قَبْرِي، مُؤْتَزِراً كَفَنِي، شَاهِراً سَيْفِي
خدایا من را در حالی که کفن پوشیده و شمشیرم را بیرون کشیده ام از قبر خارج کن.
زیارت آل یس: وَ أَنَّ رَجْعَتَكُمْ حَقٌّ لَا رَيْبَ فِيهَا
همانا رجعت (بازگشت) شما به دنیا حق است و شکی در آن نیست.
زیارت سیدالشهدا سلام الله علیه: وَ أُشْهِدُكُمْ أَنِّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِيَابِكُمْ مُوقِن
شما را شاهد می گیرم که به شما ایمان دارم و به بازگشت شما یقین دارم.
زیارت جامعه کبیره: مُعْتَرِفٌ بِكُمْ وَ مُؤْمِنٌ بِإِيَابِكُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِكُم
من به شما معترف هستم و به بازگشت شما ایمان دارم و رجعت شما را تصدیق می کنم.
شیخ حر عاملی نیز کتابی در باب آیات و روایات دال بر رجعت جمع آوری کرده اند به نام " الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة" و در اول آن فرموده اند:
مقدار مطالبی که در باب رجعت به ما رسیده است از حد تواتر معنوی گذشته است و واجب است بر اهل تسلیم(به کلمات اهل بیت علیهم السلام) که علم قطعی یقینی به این مطلب داشته باشند. [8]
اهل فن می دانند که ادعای تواتر معنوی بر یک مطلب از محدث بزرگی مثل شیخ حر عاملی چقدر اهمیت دارد و سبب می شود که رجعت را یکی از اعتقادات مهم امامیه بدانیم نه صرفا یک باور فرعی و کم اهمیت؛ پس در ادامه به شناخت و تامل بهتر در آن خواهیم پرداخت تاببینیم رجعت چه واقعه ای است و چرا ما مامور شده ایم که به آن اعتقاد داشته باشیم؟
ما در رجعت باور به این داریم که گروهی(این مقدار مورد اتفاق تمام علما است ولی برخی از محققین بر اساس ظهور برخی از آیات و روایات قائل به رجعت برای تمام مردم نیز شده اند) از مومنین و کفار در هنگام ظهور حضرت حجت سلام الله علیه و بعد از آن به دنیا باز می گردند تا در قیام حضرت و دولت حقة ایشان شرکت داشته باشند؛ که این سبب سرور و خوشحالی مومنین و گرفتن انتقام از کفار می باشد[9].
وقتی به معنای رجعت دقت می کنیم، دلیل تاکید و سعی اهل بیت علیهم السلام برای استوار کردن این باور در بین شیعیان را بهتر درک می کنیم چرا که توجه و باور قلبی به رجعت در بسیاری از سختی ها و تاریکی های زمان غیبت امام معصوم سلام الله علیه سبب ایجاد آرامش و امید در قلوب مومنین خواهد شد.
در روزگار غلبه ظالمین و کفار، در ایامی که فساد های مختلف، در بسیار از جوانب اجتماع بشر جلوه گر شده و قلب انسان مومن از این شرایط سخت در فشار است، باور به رجعت و زیستن در حکومت عدل مهدوی واقعا سبب آرامش و بقای مومنین خواهد بود.
در روایات و کلمات علمای شیعه آیات زیادی برای استدلال بر رجعت بیان شده است (رجوع شود به: الایقاظ من الهجعة/ شیخ حر عاملی) اما در محل بحث از باب نمونه به یک آیه اشاره خواهیم کرد:
النمل : 83 وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُون
و [ياد كن] روزى را كه از هر امتى گروهى از آنان را كه آيات ما را تكذيب مىكنند، محشور مىكنيم و آنان در جایگاه مناسب خود قرار داده خواهند شد.
از امام صادق علیه السلام روایت شده که به حماد بن عیسی فرمودند:
مَا يَقُولُ النَّاسُ فِي هَذِهِ الْآيَةِ وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً قُلْتُ يَقُولُونَ إِنَّهَا فِي الْقِيَامَةِ- قَالَ لَيْسَ كَمَا يَقُولُونَ إِنَّ ذَلِكَ فِي الرَّجْعَةِ أَ يَحْشُرُ اللَّهُ فِي الْقِيَامَةِ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً وَ يَدَعُ الْبَاقِين[10]
مردم(اهل سنت) درباره این آیه چه می گویند؟ عرض کردم: باور دارند که این آیه دربارۀ قیامت است. حضرت فرمودند: این طور که نیست؛ این آیه برای رجعت است آیا خداوند متعال در قیامت از هر امتی گروهی را محشور می کند و دیگران را وا می گذارد؟
همانطور که مشخص است، استدلال امام علیه السلام دقیقا بر اساس ظاهر آیه است که در آن اشاره شده است که از هر امتی فقط گروهی را محشور می کنیم و این با قیامت که حشر و برانگیختن همگانی است اصلا همخوانی ندارد در نتیجه دربارۀ رجعت است.
1. تفسیر آیه 86 سوره آل عمران در روایات شیعه: بر اساس روایت امام صادق(علیه السلام)، این آیه اشاره به پیمان خداوند با همه پیامبران دارد مبنی بر اینکه در دوران رجعت به دنیا بازگردند تا به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) ایمان آورده و ایشان را یاری کنند.
2. برتری اهل بیت(علیهم السلام) بر انبیا: با استناد به آیات قرآن و روایات می توان گفت که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت(علیهم السلام) - به ویژه امیرالمؤمنین(علیه السلام) - از نظر علم و مقام بر پیامبران اولوالعزم پیشین برتری دارند.
3. رجعت، یک باور قطعی شیعی: اعتقاد به بازگشت گروهی از مؤمنان و کفار به دنیا در زمان ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) "رجعت" نامیده می شود و از باورهای مهم و نشانههای شیعه امامیه دانسته شده که ادله آن از قرآن (مانند آیات 83 نمل) و روایات متواتر استخراج میشود.
[1] انصاريان، حسين، ترجمه قرآن (انصاريان)، 1جلد، اسوه - ايران - قم، چاپ: 1، 1383 ه.ش.
[2] .تفسير القمي، ج1، ص: 25
[3] مشرق الشمسین ص27- البته این یکی از معنای اصحاب اجماع است و برای آن معنای مختلفی ذکر شده لکن همگی لا اقل دال بر اجماع اصحاب بر وثاقت شخص راوی هستند که در محل بحث برای ما کاربرد دارد.
[4] بصائر الدرجات/ج1/ص227
[5] بصائرالدرجات/ج1/ص228
[6] ميزان الإعتدال في نقد الرجال، جلد: ۲، صفحه: ۱۰۴
[7] به عنوان مثال در میزان اعتدال رجوع شود به : مدخل اصبغ بن نباته ، رشید هجری ، زیاد بن منذر ، عبدالله بن حسین سجستانی و ...
[8] الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة/ ص4
[9] فصول مختاره شیخ مفید/ص93 تا95
[10] تفسیر قمی/ج1/ص24

حکایت درب های مدینه در ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

ر میان توقیعاتی که از امام زمان عجل االله تعالی فرجه الشریف به شیعیان رسیده است، توقیعاتی وجود دارند که درباره مسائل اعتقادی و امور مربوط به وکلا و اداره جامعه شیعیان هستند.

بخشی از توقیعاتی که از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است، توقیعات در مسائل فقهی است. این توقیعات در پاسخ به سوال های فقهی برخی از اصحاب وشیعیان آن زمان، بیان شده است. پرسشهايى كه همانند دورههاى امامان پيشين عليه السلام براى شيعيان پديد مىآمده است.

تطابق تکوین و تشریع: آیه ۸۳ سوره آلعمران تأکید دارد که انسان باید به اختیار خود تسلیم همان شریعتی شود که تمام هستی تکویناً تحت سلطه آن است تا به سعادت برسد.

بر اساس روایت امام صادق(علیه السلام)، این آیه اشاره به پیمان خداوند با همه پیامبران دارد مبنی بر اینکه در دوران رجعت به دنیا بازگردند تا به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) ایمان آورده و ایشان را یاری کنند.

شیعه و اهل سنت باور دارند که عیسی مسیح سلام الله علیه کشته نشده و نزد خداوند زنده می باشد
شیعه و اهل سنت باور دارند که او در قیام امام زمان سلام الله علیهما همراه ایشان خواهد بود.
بر اساس نصوص روایی متعدد از فریقین، ایشان قاتل دجال هستند یا لا اقل در قتل او نقش پر رنگی دارند.

توقیعات، سخنان مکتوب امام زمان(عج) در پاسخ به پرسشها و درخواستهای شیعیان است که در دوران غیبت صغری (از طریق نواب اربعه) به مردم میرسید. حدود ۱۰۰ توقیع از ایشان بهجا مانده که بیشتر در دوره نیابت دوم و سوم صادر شده است. برای اعتبارسنجی این نامهها، سه روش بهکار میرفته: بررسی زنجیره راویان در منابع معتبری چون کمالالدین و الغیبه، هماهنگی محتوا با اصول مسلم دینی، و مهمتر از همه خطشناسی؛ زیرا شیعیان با خط امام عسکری(ع) آشنا بودند و توقیعات امام زمان(عج) نیز با همان خط (یا خطی بسیار شبیه) نوشته میشد که امکان جعل را از بین میبرد.

علی بن محمد سمری، چهارمین و آخرین نایب خاص امام زمان(عج) بود. او از خاندانی متدین و از اصحاب خاص امام حسن عسکری(ع) به شمار میرفت و با تصریح حسین بن روح (نایب سوم) به این مقام منصوب شد. دوران سهساله نیابت او با شدیدترین اختناق عباسیان همراه بود. شش روز پیش از وفاتش در سال ۳۲۹ ق، توقیعی از سوی امام زمان(عج) صادر شد که هم خبر از درگذشت قریبالوقوع او میداد و هم اعلام میداشت که پس از وی نایب خاصی نخواهد آمد و دوران غیبت کبری آغاز میشود. پیکر او در نزدیکی مسجد براثای بغداد به خاک سپرده شده است.
اولین نفری باشید که پیام خود را ثبت میکند