
علی بن محمد سمری، نائب چهارم
ابوالحسن على بن محمّد سَمُرى آخرين نايب امام مهدى عليه السلام است. او از دستياران ارشد حسين بن روح بوده است.
او از خاندان متدین وشیعه سمری یا صیمری بوده که از اهالی شهر بصره بودند واملاک وباغ های فراوان داشتند و نیمی از درآمد این املاک را وقف امام حسن عسکری علیه السلام کرده بودند. امام هر ساله با ایشان مکاتبه میکرد.[1]
علی بن محمد از اصحاب خاص امام حسن عسکری علیه السلام بوده است[2] تا آنجا که امام عسکری علیه السلام با او درباره مرگ معتز عباسی مکاتبه داشتند. امام علیه السلام به او فرمودند:
« كتب إلى أبو محمد فتنه تظلكم فكونوا على اهبة فلما كان بعد ثلاثة أيام وقع بين بني هاشم وكانت لهم هنة لها شأن فكتبت إليه أهي هذه قال لا ولكن غير هذه فاحترسوا فلما كان بعد ايام كان من امر المعتز ما كان.»
فتنهای پیش میآید که شما را گمراه میکند. بر حذر باشید و از آن بپرهیزید. پس از سه روز، حادثهای برای بنیهاشم پیش آمد که ناگواریها و دشواریهای زیادی برای آنان دربرداشت. من به حضرت نامهای نوشتم: آیا همان است که فرمودید؟ ایشان پاسخ داد:خیر، غیر از این است. خود را محافظت کنید. چند روز بعد، جریان کشتهشدن معتز پیش آمد » [3]
علی بن محمد سمری با تصریح حسین بن روح، نائب سوم امام، از طرف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به نیابت تعیین گردید.
شیخ طوسی با سند خود وصیت حسین بن روح را نقل میکنند که: « أوصَى الشَّيخُ أبُوالقاسِمِ رضى الله عنه إلى أبِي الحَسَنِ عَلِيِّ بنِ مُحَمَّدٍ السَّمُرِيِّ رضى الله عنه، فَقامَ بِما كانَ إلى أبِي القاسِمِ.»
شيخ ابو القاسم (نائب سوم) به ابو الحسن على بن محمّد سَمُرى وصيّت كرد و او عهدهدار امور وى گشت. »[4]
مرحوم شیخ طبرسی در احتجاج درباره انتصاب نواب اربعه مینویسد: « هیچ یک از اینان (نواب) بدین منصب بزرگ نرسید، مگر اینکه قبلاً از طرف صاحب الامر فرمان انتصاب آنها صادر میگشت و شخص قبل از او، جانشین خود را معرفی میکرد » [5]
بعد از نیابت علی بن محمد سمری، برخی از مردم قم نزد او رفتند. در این هنگام علی بن محمد کرامتی از خود نشان داد وخبر از فوت ابن بابویه (پدر شیخ صدوق) داد.
احمد بن ابراهیم میگوید: « حَضَرْتُ بَغْدَادَ عِنْدَ الْمَشَايِخِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ فَقَالَ الشَّيْخُ أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّمُرِيُّ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ ابْتِدَاءً مِنْهُ رَحِمَ اللَّهُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ الْقُمِّيَّ.»
من در بغداد به حضور مشایخ رسیدم و در آن محفل، علی بن محمد سمری حضور داشت. وی سخن را آغاز کرد و گفت: خداوند علی بن بابویه قمی (پدر شیخ صدوق) را رحمت کند. مشایخ حاضر در مجلس، تاریخ آن را نوشتند، تا آنکه خبر رسید علی بن بابویه دقیقا در همان روزی که نائب چهارم گفته بود وفات یافته بود. »[6]
تاریخ نیابت علی بن محمد سه سال بود که این مدت با ظلم وخونریزی شدید عباسیان وسخت گیری وخفقان شدید آنها همراه بود.[7] مردم در این زمان وجوهات خود را به ایشان میدادند وایشان را به عنوان نایب امام زمان قبول داشتند.[8]
شش روز قبل از وفات نائب چهارم، توقيعی از سوی امام زمان(عج) صادر شد که از وفات او پس از شش روز خبر می داد. در اين توقيع، تصريح شده بود كه بعد از على بن محمّد سمرى، نايب خاصى وجود نخواهد داشت و دوران غيبت كبرا آغاز خواهد شد.
حسن بن احمد نقل میکند: « در سالى كه شيخ على بن محمّد سَمُرى- كه خداوند، روحش را پاك بدارد- در گذشت، من در بغداد بودم. چند روز پيش از وفاتش نزد او حاضر شدم و توقيعى را براى مردم بيرون آورد كه متنش اين است:
«بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، يا عَلِيَّ بنَ مُحَمَّدٍ السَّمُرِيَّ، أعظَمَ اللَّهُ أجرَ إخوانِكَ فيكَ، فَإِنَّكَ مَيِّتٌ ما بَينَكَ وبَينَ سِتَّةِ أيّامٍ، فَاجمَع أمرَكَ ولا توصِ إلى أحَدٍ يَقومُ مَقامَكَ بَعدَ وَفاتِكَ، فَقَد وَقَعَتِ الغَيبَةُ الثّانِيَةُ ...
بسم اللَّه الرحمن الرحيم. اى على بن محمّد سَمُرى! خداوند، اجر برادرانت را به خاطر [از دست دادن] تو بزرگ بدارد كه تو تا شش روز ديگر از دنیا می روی. پس كارهايت را جمع و جور كن و به هيچ كس براى جانشينى پس از خودت، وصيّت نكن كه غيبت دوم (کبری) واقع شده و تا خداى عز و جل اجازه ندهد، ظهور رخ نمی دهد و اين امر(ظهور) پس از به درازا كشيدن غيبت، سخت شدن دلها و پر شدن زمين از ستم خواهد بود.
كسانى به سوى شيعيان من مىآيند كه ادّعاى مشاهده مرا دارند. بدانيد كه هر كس پيش از خروج سفيانى و بانگ [آسمانى] ادّعاى مشاهده كند، دروغگو و افترا زننده است و هيچ جنبش و نيرويى جز از سوى خداوند والاى بزرگ نيست.
ما از اين توقيع، نسخهبردارى كرديم و از نزد او بيرون آمديم و چون روز ششم شد، به سوى سَمُرى باز گشتيم و او در حال جان دادن بود. به او گفته شد: وصىّ پس از تو كيست؟ گفت: «خدا را كارى است كه خود، آن را به انجام مىرساند» و در گذشت و اين مطلب، آخرين سخنى بود كه از او شنيده شد »[9]
على بن محمّد سَمُرى در پانزدهم شعبان سال 329 ق، پس از سه سال نيابت درگذشت.[10] او در بغداد در نزديكى مسجد براثا، به خاك سپرده شد.
مکان قبر: https://maps.app.goo.gl/Judm6FgTiuyAyby79

[1] اثبات الوصیة، ص255
[2] رجال الطوسی، ص400
[3] کشف الغمة، ج3، ص213
[4] الغیبة طوسی، ص394، ح363
[5] الاحتجاج، ج2، ص478
[6] کمال الدین، ج2، ص503
[7] تاریخ الغیبة، ج1، ص414
[8] کمال الدین، ج2، ص517
[9] کمال الدین، ص516، ح44 / الغیبة للطوسی، ص395، ح365
[10] الغیبة للطوسی، ص394، ح363

از نگاه قرآن و احاديث صحيحى كه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و اهل بيت او به ما رسيده است، بهرهمند ساختن انسان در همه اعصار از راهنما، سنّت خداوند متعال است و زمين، هيچ گاه از راهنمايى كه بتواند راه درست زندگى را به مردم نشان دهد، خالى نبوده و نخواهد بود. راهنمايان الهى پس از پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله تا دامنه قيامت، اهل بيت آن بزرگوارند. راهنماى الهى در برخى از مقاطع تاريخ، بنا بر مصالحى ممكن است از ديدِ مردم غايب گردد. در اين صورت، هر چند جامعه از بخشى از منافع وجود امام، محروم است، ليكن از بركات تكوينىِ وى، تا هنگام ظهور برخوردار خواهد بود.

شناخت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یکی از واجبات دینی برای شیعیان است و میزان و عمق این شناخت دارای اهمیت بسیاری است. طبق آنچه در روایات و کتب فقهی آمده است، شناخت امام زمان به معنای آگاهی از وجود، مقام، صفات و وظایف ایشان است.
محدوده شناخت واجب:
عواقب عدم شناخت یا انکار امام:
روایات متعددی بر عواقب وخیم انکار امام و عدم شناخت ایشان تأکید دارند. از جمله این عواقب میتوان به محرومیت از رحمت الهی، عدم نجات در قیامت و قرار گرفتن در زمره گمراهان اشاره کرد.

در عصر غیبت امام زمان (عج)، برای رفع سردرگمی و حفظ ارتباط با معارف دین، ائمه اطهار شیعیان را به رجوع به عالمان دین توصیه کردند.
این علما که با اجتهاد، تقوا، و آگاهی از قرآن و روایات اهل بیت تربیت شدهاند، وظیفه دارند احکام شرعی و مسائل اعتقادی را به مردم بیاموزند و در نبود امام معصوم، حجت او بر مردم باشند.
چنانکه در روایات متعدد از امامان، رجوع به فقها و راویان حدیث بهعنوان راهی مشروع و ضروری برای هدایت دینی معرفی شده است.

تعداد روایاتی که از پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است وبر امامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دلالت دارند زیاد هستند. به همین خاطر به ذکر برخی از این روایات بسنده میکنیم.

داستان ازدواج حضرت نرجس خاتون با امام حسن عسکری (ع) یکی از روایات مهم شیعه است. نرجس خاتون، شاهزادهای رومی بود که به اسارت مسلمانان درآمد و در نهایت به دست امام هادی (ع) خریداری شد. پس از اسلام آوردن، با امام حسن عسکری (ع) ازدواج کرد و مادر امام زمان (عج) شد. این روایت نشان میدهد که چگونه خداوند برای حفظ نسل امامت و ظهور منجی عالم، برنامهریزی دقیقی داشته است. روایت ازدواج نرجس خاتون، حاوی نکات آموزندهای درباره ایمان، صبر، و اهمیت ولایت اهل بیت (ع) است.

اسامی اصلی که برای مادر امام زمان (عج) ذکر شده است عبارتند از:
ملیکا: این نام به احتمال زیاد ترجمه عربی نام اصلی رومی ایشان بوده است.
نرجس: این نام به عنوان نام اصلی ایشان در بسیاری از روایات ذکر شده است.

معجزات امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان نشانهای آشکار از حقانیت ایشان و دلیل بر امامتشان مطرح شده است. این معجزات که از قبل تولد تا پس از ظهور آن حضرت نقل شده است، بر طیف وسیعی از موضوعات دلالت میکند.

داستان ولادت امام زمان (عج) یکی از روایات مهم و شگفتانگیز در شیعه است که به طور مفصل توسط مورخان و علما نقل شده است. بر اساس این روایات، ولادت حضرت مهدی (عج) در نیمه شعبان سال 255 هجری قمری در سامرا اتفاق افتاد.
اولین نفری باشید که پیام خود را ثبت میکند