
بعد از آن که معنا ومفهوم شناخت امام مشخص شد ومقدار ضروری وواجب شناخت امام برای همه معین ومشخص شد، این سوال به ذهن میرسد که اگر در برهه ای از زمان، برای فردی یا افرادی، توانایی شناخت امام وجود نداشت، وظیفه این فرد یا افراد چیست وباید در برابر تکلیفی که خدا بر گردن آنها نهاده است، چه کنند؟
مقالات مرتبط:
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید که انسانها را تنها به اندازهی توانایی و ظرفیتشان مکلف میسازد. بر این اساس، اگر کسی توانایی و ظرفیت شناخت کامل امام زمان (عج) را نداشته باشد، نمیتوان او را به خاطر عدم دستیابی به این سطح از معرفت مورد مؤاخذه قرار داد. به عبارتی دیگر، میزان شناخت و معرفت هر فرد نسبت به امام زمان، باید متناسب با تواناییهای او باشد.
آیات قرآن کریم که بر این اصل تأکید دارند عبارتند از:
سوره بقره، آیه 286: «خداوند به هیچ کس جز به اندازه وسع و توان او تکلیف نمیکند.»
سوره طلاق، آیه 7: «خداوند به هیچ کس جز به اندازه آنچه به او داده است تکلیف نمیکند.»
بنابراین، هر فردی به اندازهی توانایی و تلاش خود میتواند به شناخت عمیقتر از امام زمان (عج) دست یابد و این امر، امری نسبی و متناسب با ظرفیتهای فردی است.
در مقاله قبل روشن شد که شناخت امام، مراتب مختلف دارد مثلا اعتقاد به اینکه امام معدن علم خداست و اینکه باید از دستورات امام اطاعت کرد.
سؤال اینجاست که اگر شخصی توان شناخت یک قسم را ندارد مثلا معدن علم خدا بودن را درک نمی کند؛ آیا نباید به موارد دیگر اعتقاد داشته باشد؟
در جواب می گوییم، وقتی نسبت به موارد دیگر توان اعتقاد و شناخت دارد پس واجب است که آنها را درک کند تا شامل روایت پیامبر نشود که فرمودند: هر کس امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.
وقتی صحیح نیست شخصی به طور کامل، شناخت امام را رها کند، باید مشخص شود وظیفه کسی که توانایی بر شناخت امام ندارد چیست؟
هیچ کس نمیتواند به صرف اینکه شناخت امام برای او دشوار است، بگوید که من توانایی بر شناخت امام را ندارم واین تکلیف دیگر بر کردن من نیست. بلکه هر شخص باید تمام تلاش خود را برای شناخت امام بکند.
در این باره، روایتی درباره زراره بن اعین، یکی از مهمترین اصحاب امام باقر وامام صادق علیهما السلام نقل شده است: زُراره، فرزندش عُبيد را فرستاد تا درباره امام كاظم عليه السلام پرس و جو كند؛ امّا پيش از مراجعت عُبيد، مرگ به سراغ زراره آمد. در حال احتضار قرآن را برداشت و بالاى سرش گرفت و گفت:
«إنَّ الإِمامَ بَعدَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ مَنِ اسمُهُ بَينَ الدَّفَتَينِ في جُملَةِ القُرآنِ، مَنصوصٌ عَلَيهِ مِنَ الَّذينَ أوجَبَ اللَّهُ طاعَتَهُم عَلى خَلقِهِ أنَا مُؤمِنٌ بِهِ.» امامِ بعد از جعفر بن محمّد، كسى است كه نامش در اين كتاب، در ضمن قرآن است و از جانب كسانى تعيين شده كه خداوند، فرمانبردارى از آنان را بر خلقش واجب ساخته است، و من به او ايمان دارم.
اين رويداد، به امام كاظم عليه السلام خبر داده شد. ايشان فرمود: «به خدا سوگند، زراره مهاجر به سوى خداوند متعال است»[1]
از این روایت بر می آید که بر هر شخصی واجب است که برای شناخت امام تلاش کند واز این جهت، از هیچ کاری فروگذار نکند. همانگونه که زراره پسرش را برای شناخت امام بعدی فرستاد. به همین نحو نیز بر ما واجب است که برای شناخت اوصاف ومقامات امام معصوم، تلاش کنیم.
اگر به هر دلیلی، اعتقاد تفصیلی وکامل به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برای شخصی ممکن نبود، بر او واجب است که اعتقاد اجمالی به ایشان داشته باشد وصفات ومقامات ایشان را به نحو اجمالی بداند وبه همین نحو، شناخت به ایشان داشته باشد.
یعنی اگر از یک جهت، امکان شناخت امام برای کسی ممکن نبود، از جهات دیگر، شناخت کامل به ایشان پیدا کند واز همین جهت نیز در همان مقداری که برایش ممکن است، شناخت حاصل کند وبه همین مقدار به ایشان معتقد باشد.
در این باره نیز روایتی به نقل از عيسى بن عبد اللَّه است: به امام صادق عليه السلام گفتم: اگر [براى شما] پيشامدى كند- و خدا نكند كه آن روز را ببينم-، چه كسى را امام خود قرار دهم؟ امام صادق عليه السلام به فرزندش موسى عليه السلام اشاره فرمود. گفتم: اگر براى موسى پيشامدى كرد، چه كسى را امام خود گردانم؟ فرمود: فرزندش را. گفتم: اگر براى فرزندش پيشامدى كرد و برادر بزرگ و پسر كوچكى از خود بر جاى نهاد، كدام يك را امامِ خود قرار دهم؟ فرمود: «فرزندش را» و سپس فرمود: «به همين ترتيب تا ابد«
قُلتُ: فَإِن لَم أعرِفهُ ولا أعرِفُ مَوضِعَهُ؟ قالَ: تَقولُ: اللَّهُمَّ إنّي أتَوَلّى مَن بَقِيَ مِن حُجَجِكَ مِن وُلدِ الإِمامِ الماضي، فَإِنَّ ذلِكَ يُجزيكَ إن شاءَ اللَّهُ.
گفتم: اگر او را نشناختم و جايش را ندانستم [، چه كنم]؟ فرمود: مىگويى:" بار خدايا! من پيرو حجّتِ باقىمانده تو از فرزندانِ امام قبلى هستم". همين، برايت كافى است [و رفع تكليف مىكند]، به خواست خدا.»[2]
با توجه به قسمت آخر روایت، درصورت عدم توانایی بر شناخت تفصیلی امام، شناخت اجمالی او کفایت میکند.
وظيفه عملىِ كسانى كه به امام عصر خود دسترسى ندارند، تمسّك به قرآن و سنّت پيامبر خداست. چنان كه در غالب احاديث اين باب، بر آن تأكيد شده است.
روایت امام صادق علیه السلام نیز بر این مطلب اشاره دارد: عَن زُرارَةَ، قالَ: قالَ أبو عَبدِ اللَّهِ عليه السلام:« يَأتي عَلَى النّاسِ زَمانٌ يَغيبُ عَنهُم إمامُهُم، فَقُلتُ لَهُ: ما يَصنَعُ النّاسُ في ذلِكَ الزَّمانِ؟ قالَ: يَتَمَسَّكونَبِالأَمرِ الَّذي هُم عَلَيهِ حَتّى يَتَبَيَّنَلَهُم.
به نقل از زراره: امام صادق عليه السلام فرمود: زمانى بر مردم فرا مىرسد كه امامشان از آنان غايب است. گفتم: مردم در آن زمان، چه كنند؟ فرمود: بر عقيده خويش (امامت) استوار بمانند تا برايشان آشكار گردد».[3]
همینطور روایت عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السلام: عَن عَبدِ اللَّهِ بنِ سِنانٍ قالَ: دَخَلتُ أنَا وأَبي عَلى أبي عَبدِ اللَّهِ عليه السلام فَقالَ:« فَكَيفَ أنتُم إذا صِرتُم في حالٍ لا تَرَونَ فيها إمامَ هُدىً، ولا عَلَماً يُرى، ولا يَنجو مِنها إلّامَن دَعا دُعاءَ الغَريقِ؟ فَقالَ لَهُ أبي: إذا وَقَعَ هذا لَيلًا فَكَيفَ نَصنَعُ؟ فَقالَ: أمّا أنتَ فَلا تُدرِكُهُ، فَإِذا كانَ ذلِكَ، فَتَمَسَّكوا بِما في أيديكُم حَتّى يَتَّضِحَ لَكُمُ الأَمرُ.
به نقل از عبد اللَّه بن سنان: من و پدرم خدمت امام صادق عليه السلام رسيديم. ايشان فرمود: چه مىكنيد آن گاه كه وضعى پيش آيد كه در آن، نه امام هدايتگرى ببينيد و نه نشانهاى نمايان، و از آن وضع، تنها كسى به سلامت مىرَهَد كه چونان دعاى شخص در حال غرق شدن، دعا كند؟
پدرم گفت: هر گاه اين بلا بيايد، چه كنيم؟ امام فرمود: «تو چنان وضعى را درك نخواهى كرد؛ امّا هر گاه چنين شد، آنچه را در دست داريد، محكم بگيريد تا آن كه حقيقت برايتان آشكار شود و امام ظهور كند.»[4]
بنا بر اين، در زمان غيبت امام عصر عليه السلام كه دسترسى به وى و اطاعت از اوامر او، براى يكايك مسلمانان مقدور نيست، بر اساس احاديثى كه بر وجوب معرفت امام زمان دلالت دارند، بر آنان واجب است كه براى شناخت او و اعتقاد به امامتش تلاش كنند.
همچنین در انجام دادن وظايف فردى و اجتماعى، طبق احاديث اين باب، به قرآن و سنّت و رهنمودهاى امامان پيشين عمل كنند، يا بر اساس اجتهاد خود، يا بر مبناى تقليد از مجتهد، و يا از طريق احتياط، عمل نمايند.
شناخت امام زمان (عج) یکی از واجبات دینی برای شیعیان است. با این حال، میزان این شناخت و عمق آن، برای هر فرد متفاوت بوده و به تواناییها و شرایط فردی بستگی دارد. خداوند متعال از بندگان خود، تنها به اندازهی تواناییهایشان میخواهد. بنابراین، اگر فردی به دلایلی نتواند به شناخت کامل از امام زمان (عج) دست یابد، مکلف است تا آنجا که توان دارد، به دنبال شناخت ایشان باشد.
وظایف فردی در این زمینه عبارتند از:
تلاش برای شناخت: هر فرد باید با استفاده از منابع معتبر و تلاش شخصی، به دنبال افزایش شناخت خود نسبت به امام زمان (عج) باشد.
اعتقاد اجمالی: در صورت عدم توانایی در شناخت کامل، اعتقاد اجمالی به امام زمان (عج) و ویژگیهای ایشان کفایت میکند.
عمل به احکام دین: پیروی از احکام دین و عمل به دستورات ائمه معصومین (ع) از جمله وظایف مهم هر فرد در زمان غیبت است.
در نهایت، مهمترین نکته این است که داشتن نیت پاک و تلاش صادقانه برای شناخت امام زمان (عج)، از هر چیزی ارزشمندتر است. خداوند متعال به بندگان خود رحیم است و به تلاشهای آنان پاداش خواهد داد.

حکایت درب های مدینه در ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

ر میان توقیعاتی که از امام زمان عجل االله تعالی فرجه الشریف به شیعیان رسیده است، توقیعاتی وجود دارند که درباره مسائل اعتقادی و امور مربوط به وکلا و اداره جامعه شیعیان هستند.

بخشی از توقیعاتی که از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است، توقیعات در مسائل فقهی است. این توقیعات در پاسخ به سوال های فقهی برخی از اصحاب وشیعیان آن زمان، بیان شده است. پرسشهايى كه همانند دورههاى امامان پيشين عليه السلام براى شيعيان پديد مىآمده است.

تطابق تکوین و تشریع: آیه ۸۳ سوره آلعمران تأکید دارد که انسان باید به اختیار خود تسلیم همان شریعتی شود که تمام هستی تکویناً تحت سلطه آن است تا به سعادت برسد.

بر اساس روایت امام صادق(علیه السلام)، این آیه اشاره به پیمان خداوند با همه پیامبران دارد مبنی بر اینکه در دوران رجعت به دنیا بازگردند تا به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) ایمان آورده و ایشان را یاری کنند.

شیعه و اهل سنت باور دارند که عیسی مسیح سلام الله علیه کشته نشده و نزد خداوند زنده می باشد
شیعه و اهل سنت باور دارند که او در قیام امام زمان سلام الله علیهما همراه ایشان خواهد بود.
بر اساس نصوص روایی متعدد از فریقین، ایشان قاتل دجال هستند یا لا اقل در قتل او نقش پر رنگی دارند.

توقیعات، سخنان مکتوب امام زمان(عج) در پاسخ به پرسشها و درخواستهای شیعیان است که در دوران غیبت صغری (از طریق نواب اربعه) به مردم میرسید. حدود ۱۰۰ توقیع از ایشان بهجا مانده که بیشتر در دوره نیابت دوم و سوم صادر شده است. برای اعتبارسنجی این نامهها، سه روش بهکار میرفته: بررسی زنجیره راویان در منابع معتبری چون کمالالدین و الغیبه، هماهنگی محتوا با اصول مسلم دینی، و مهمتر از همه خطشناسی؛ زیرا شیعیان با خط امام عسکری(ع) آشنا بودند و توقیعات امام زمان(عج) نیز با همان خط (یا خطی بسیار شبیه) نوشته میشد که امکان جعل را از بین میبرد.

علی بن محمد سمری، چهارمین و آخرین نایب خاص امام زمان(عج) بود. او از خاندانی متدین و از اصحاب خاص امام حسن عسکری(ع) به شمار میرفت و با تصریح حسین بن روح (نایب سوم) به این مقام منصوب شد. دوران سهساله نیابت او با شدیدترین اختناق عباسیان همراه بود. شش روز پیش از وفاتش در سال ۳۲۹ ق، توقیعی از سوی امام زمان(عج) صادر شد که هم خبر از درگذشت قریبالوقوع او میداد و هم اعلام میداشت که پس از وی نایب خاصی نخواهد آمد و دوران غیبت کبری آغاز میشود. پیکر او در نزدیکی مسجد براثای بغداد به خاک سپرده شده است.
اولین نفری باشید که پیام خود را ثبت میکند