
یکی از وظایف مهمی که بر گردن امامان معصوم (علیهم السلام) قرار داده شده بود؛ آماده سازی جامعه برای زمان غیبت و دسترسی ظاهری نداشتن به امام بوده است.
بخش مهمّى از پيشگويىهاى امامان (عليهم السلام)، براى آمادهسازى جهت رويارويى با پيشامدهاى سخت روزگار غيبت است و بخش مهمّى از تمهيدات، به اين دلیل بوده كه شيعه در دوران غيبت، گمراه نشود و امامت را از ياد نبرد.
امامان (عليهم السلام) مىدانستند كه فتنهها، آشوبها و حوادث سخت دوران غیبت، پيروان آنها را آزار مىدهد و برخى را به حيرت و گمراهى فرو مىبرد و عدّهاى را نيز به انكار وجود امام مىكشد و تنها دستهاى از شیعیان که در این راه محکم باقی مانده اند را در گردونه باور به ولىّ عصر عليه السلام نگه مىدارد.
مقالات مرتبط:
7 دلیل غیبت امام زمان (علیه السلام)
فواید امام زمان(علیه السلام) در زمان غیبت
آنها اين وضعيت را بيان كردند؛ زيرا آگاه بودن به سختى، از رنج آن مىكاهد و آمادگى تحمّل آن و توان رويارويى با آثارش را افزايش مىدهد.
همچنین شیعیان باید در همه حال وظیفه خود را از امام دریافت کنند. به همین خاطر در بسیاری از این پیشگویی ها وظایف زمان غیبت نیز بیان شده است.
حال به بیان برخی از روایاتی که از جانب امامان در بیان سختی ها وآسیب های دوران غیبت بیان شده است میپردازیم.
از مهمترين آسيبهاى غيبت طولانى، پيدايش زمينه شك در اصل وجود امام و احساس نادرست بىنيازى انسان به حضور اوست. امامان معصوم، با پيشبينى اين گمراهى و انحراف، تلاش کرده اند كه باورمندان به امامت را از افتادن به اين ورطه نجات دهند.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) در روایتی میفرمایند:« مهدى، از فرزندان من است. نام او، نام من و كنيه او، كنيه من است. شبيهترين مردم به من در خلقت و اخلاق است.
«تَكونُ لَهُ غَيبَةٌ وحَيرَةٌ حَتّى تَضِلَّ الخَلقُ عَن أديانِهِم» غيبت او و حيرت مردم چنان خواهد بود كه مردم از دينشان گمراه مىشوند و در اين هنگام، او به سان شهابى نورافشان مىآيد و زمين را از عدل و داد مىآكند، همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است.»[1].
در روایتی دیگر، پیامبر مکرم اسلام فرموده اند:« مهدى، از فرزندان من است. تَكونُ لَهُ غَيبَةٌ وَ حَيرَةٌ تَضِلُّ فيهَا الامَمُ غيبت و حيرتى دارد كه مردمان در آن، گمراه مىشوند. او اندوخته پيامبران را مىآورد و زمين را از عدل و داد پر مىكند، همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است»[2].
پیامبر در روایتی شدت حیرت مردم را بیان میکنند و میفرمایند که شک و حیرت مردم حتی به وجود او و تولد او نیز سرایت میکند:« سوگند به كسى كه مرا بشارت دهنده به حق برانگيخت، قائم از ميان فرزندانم با عهدى كه از من به او رسيده است، غايب مىشود،
«حَتّى يَقولَ أكثَرُ النّاسِ: ما للَّهِ فى آلِ مُحَمَّدٍ حاجَةٌ، وَ يَشُكُّ آخَرونَ فى وِلادَتِهِ» تا آن جا كه بيشتر مردم مىگويند: خدا را با خاندان محمّد، كارى نيست! و حتّى برخى در تولّد او نيز شك مىكنند«[3].
امام صادق علیه السلام نیز به شدت حیرت مردم در زمان غیبت اشاره میکنند ومیفرمایند:« أما وَ اللَّهِ لَيَغيبَنَّ عَنكُم مَهدِيُّكُم حَتّى يَقولَ الجاهِلُ مِنكُم: ما للَّهِ فى آلِ مُحَمَّدٍ حاجَةٌ، ثُمَّ يُقبِلُ كَالشِّهابِ الثّاقِبِ. »
به خدا سوگند، مهدىِ شما از ديدههايتان پنهان مىشود، تا آنجا كه ناآگاهانتان مىگويند: خدا را با خاندان محمّد، كارى نيست! سپس مانند شهابى نورافشان مىآيد و زمين را از عدل و داد مىآكند، همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است»[4]
امیرالمومنین علیه السلام نیز این آسیب زمانه غیبت را به اصبغ بن نباته گوشزد میکنند ومیفرمایند:« فَكَّرتُ فى مَولودٍ يَكونُ مِن ظَهرى، الحادى عَشَرَ مِن وُلدى، هُوَ المَهدِىُّ يَملَؤُها عَدلًا كَما مُلِئَت جَوراً وَ ظُلماً. تَكونُ لَهُ حَيرَةٌ وَ غَيبَةٌ، يَضِلُّ فيها أقوامٌ وَ يَهتَدى فيها آخَرونَ »
در انديشه مولودى از نسل خودم هستم كه يازدهمين فرزند من است. او همان مهدى است كه زمين را از عدالت آكنده مىكند، همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است. در زمان او حيرت و غيبتى دارد كه گروههايى در آن، گمراه و گروههايى ديگر، رهنمون مىشوند«[5]
امام حسین علیه السلام نیز به ارتداد برخی از مردم را در زمان غیبت اشاره میکنند ومیفرمایند:« لَهُ غَيبَةٌ يَرتَدُّ فيها أقوامٌ، وَ يَثبُتُ فيها عَلَى الدّينِ آخَرونَ.» او غيبتى دارد كه گروههايى در آن از دين باز مىگردند و گروهى ديگر بر دين باقى مىمانند«[6]
امام کاظم علیه السلام نیز تعبیری مانند جدشان امام حسین علیه السلام استفاده میکنند واین ارتداد را امتحان الهی میدانند که میفرمایند:« لابُدَّ لِصاحِبِ هذَا الأَمرِ مِن غَيبَةٍ حَتّى يَرجِعَ عَن هذَا الأَمرِ مَن كانَ يَقولُ بِهِ، إنَّما هِىَ مِحنَةٌ مِنَ اللَّهِ عز و جل امتَحَنَ بِها خَلقَهُ.»
صاحب اين امر (قيام) را ناگزير از غيبتى است، تا آنجا كه برخى معتقدان به آن، از نظرشان باز مىگردند و اين، آزمونى سخت از سوى خداى عز و جل براى بندگانش است«[7]
امام حسن عسکری علیه السلام نیز حیرت و گمراهی مردم در زمان غیبت پسرشان را پیشگویی کرده اند وفرموده اند:« أما إنَّ لَهُ غَيبَةً يَحارُ فيهَا الجاهِلونَ، وَ يَهلِكُ فيهَا المُبطِلونَ، وَ يُكَذِبُ فيهَا الوَقّاتونَ.»
او غيبتى دارد كه نادانان در آن حيران مىمانند و باطلگرايان، در آن هلاك مىگردند و وقتگذاران براى ظهورش دروغ مىگويند«[8]
وما در زمان خودمان، این حیرت وگمراهی مردم را به چشم خود میبینیم.
توصيف دوران غيبت به روزگار فتنه و يأس، بخش ديگرى از آمادهسازى شيعه براى فهم آسيبهاى غيبت و گذار از اين دوران سخت است.
فتنه يا همان فضاى شبههآلود، در روزگار غيبت امام عصر عليه السلام بسيارى از مردم را از انتخاب کردن راه درست و انتخاب امام حقيقى، باز مىدارد و يأس موجب مىشود كه روح انتظار، از جامعه برود. و راه رويارويى با آن، روشنگرى و دميدن روح اميدوارى است.
امام باقر علیه السلام در این باره میفرمایند:« اى ابو جارود! هنگامى كه روزگار بچرخد وَ قالَ النّاسُ: ماتَ القائِمُ أو هَلَكَ، بِأَىِّ وادٍ سَلَكَ، وقالَ الطّالِبُ: أنّى يَكونُ ذلِكَ وَ قَد بُلِيَت عِظامُهُ، فَعِندَ ذلِكَ فَارجوهُ»
و مردم بگويند: قائم مُرد يا هلاك شد و معلوم نيست كجا رفته است و آن كه در پى اوست بگويد: كِى قيام مىكند؟! استخوانهايش نيز فرسوده شده است! پس اين هنگام، به او اميدوار باشيد و چون خبرش را شنيديد، به سويش بشتابيد، حتّى اگر ناگزير بر خزيدن بر روى يخ باشيد»[9]
امام صادق علیه السلام نیز این فتنه ویأس را بیان کرده اند:« به خدا سوگند، مهدىِ شما از ديدههايتان پنهان مىشود، «حَتّى يَقولَ الجاهِلُ مِنكُم: ما للَّهِ في آلِ مُحَمَّدٍ حاجَةٌ»
تا آنجا كه نادان ها مىگويند: خدا را با خاندان محمّد، كارى نيست! سپس مانند شهابى نورافشان مىآيد و زمين را از عدل و داد مىآكند» [10]
امام کاظم علیه السلام نیز میفرمایند:« هنگامى كه پنجمين نفر از فرزندان هفتمين امام، ناپيدا شود، به دینتان توجه کنید مبادا كه كسى شما را از آن جدا كند.
«إنَّهُ لا بُدَّ لِصاحِبِ هذَا الأَمرِ مِن غَيبَةٍ حَتّى يَرجِعَ عَن هذَا الأَمرِ مَن كانَ يَقولُ بِهِ، إنَّما هِيَ مِحنَةٌ مِنَ اللَّهِ عز و جل امتَحَنَ بِها خَلقَهُ»
صاحب اين امر (قيام) را ناگزير از غيبتى است، تا آن جا كه برخى معتقدان به آن، از نظرشان باز مىگردند و اين، آزمونى سخت از سوى خداى عز و جل براى بندگانش است» [11]
امام صادق علیه السلام به یأس در عصر غیبت تصریح میکنند ومیفرمایند:« يَا مَنْصُورُ إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا يَأْتِيكُمْ إِلَّا بَعْدَ إِيَاسٍ وَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّى تُمَيَّزُوا وَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّى تُمَحَّصُوا»
ای منصور، این امر (ظهور) محقق نمیشود مگر بعد از یأس و نا امیدی. قسم به خدا این امر نمی آید تا اینکه امتحان شوید و خوب و بد از هم جدا شوید.» [12]
امامان شيعه، دوره غيبت را دوره سختىها و نيش زبانها خوانده و بدينسان، شيعيان را براى تحمّل بلا آماده كردهاند.
امام حسين عليه السلام سختىهاى دوران غيبت امام عصر عليه السلام را اين گونه برشمرده است:«لهُ غَيبَةٌ يَرتَدُّ فيها أقوامٌ، وَ يَثبُتُ فيها عَلَى الدّينِ آخَرونَ، فَيُؤذَونَ وَ يُقالُ لَهُم: مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ.»
او غيبتى دارد كه گروههايى در آن از دين باز مىگردند و گروهى ديگر، بر دين باقى مىمانند و اين دسته، آزار مىبينند و به ايشان گفته مىشود: اين وعده (ظهور)، كِى محقّق مىشود، اگر راست مىگوييد؟» [13]
امام حسين عليه السلام در ادامه سخن، پيروان خود را به صبر و بردبارى در برابر اين سخنان نيشدار و زهرآلود دعوت نموده، با نازل کردن پاداشهاى كلان خداوند بر اين صبر خردمندانه، به گونهاى لطيف تذكّر مىدهد كه مقاومت در برابر زخم زبان های دشمن، كمتر از ایستادگی در برابر سلاح نظامى او نيست.
ايشان مىفرمايد:« أما إنَّ الصّابِرَ فى غَيبَتِهِ عَلَى الأَذى وَالتَّكذيبِ بِمَنزِلَةِ المُجاهِدِ بِالسَّيفِ بَينَ يَدَى رَسولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله.»
صبر کننده بر آزار و انكار در روزگار غيبت او، مانند مجاهدى است كه با شمشيرش در پيش روى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىجنگد« [14]
اختلاف و درگيرى، ديگر پيشامد زمان غيبت است كه امامان عليهم السلام ياران خود را نسبت به آن آشنا كردهاند و آن را از رويدادهاى پيش از ظهور امام زمان عليه السلام و برچيدن آن را يكى از اهداف قيام وى دانستهاند.
امام حسن مجتبی علیه السلام، اختلاف ودرگیری بین شیعیان را در زمان غیبت پیشگویی کرده اند ومیفرمایند:« لا يَكونُ هذَا الأَمرُ الَّذى تَنتَظِرونَ حَتّى يَبرَأَ بَعضُكُم مِن بَعضٍ، وَ يَلعَنَ بَعضُكُم بَعضاً، وَ يَتفُلَ بَعضُكُم فى وَجهِ بَعضٍ.»
اين امر (قيام) را كه انتظار مىكشيد، واقع نمىشود تا آن كه از همديگر بيزارى بجوييد و برخى از شما برخى ديگر را نفرين كنند و به صورت يكديگر، آب دهان بيندازيد«[15]
امام صادق علیه السلام نیز از غیب خبر داده اند وفرموده اند:« كَيفَ أنتَ إذا وَقَعَتِ البَطشَةُ بَينَ المَسجِدَينِ، فَيَأرِزُ العِلمُ كَما تَأرِزُ الحَيَّةُ في جُحرِها، وَاختَلَفَتِ الشّيعَةُ وسَمّى بَعضُهُم بَعضاً كَذّابينَ، وتَفَلَ بَعضُهُم في وُجوهِ بَعضٍ؟»
تو چگونه هستى، هنگامى كه [اهل] دو مسجد به هم حمله مىكنند و دانش، فرو كشيده مىشود، همان گونه كه مار در سوراخش فرو مىرود. شيعيان با هم اختلاف مىيابند و برخى، برخى ديگر را دروغگو مىخوانند و به صورت هم آب دهان مىاندازند؟
گفتم: فدايت شوم! در اين روزگار، خيرى نيست. امام علیه السلام سه بار فرمودند: همه خير، در اين روزگار پديدار مىشود» [16]
این ها اموری هستند که در بیانات امامان معصوم علیهم السلام درباره زمان غیبت امام عصر عجل الله فرجه وجود دارد.
[1] . کمال الدین، ص287، ح4.
[2] . کمال الدین، ص287، ح5
[3] . کمال الدین، ص51.
[4] . کمال الدین، ص341، ح22.
[5] . الکافی، ج1، ص338، ح7.
[6] . کمال الدین، ص317، ح3.
[7] . الکافی، ج1، ص336، ح2
[8] . کمال الدین، ص409، ح9
[9] . کمال الدین، ص326، ح5.
[10] . کمال الدین، ص341، ح22.
[11] . الکافی، ج1، ص336، ح2.
[12] الکافی، ج1، ص370.
[13] . کمال الدین، ص317، ح3.
[14] . کمال الدین، ص317، ح3.
[15] . الغیبة شیخ طوسی، ص437، ح429.
[16] . الکافی، ج1، ص340، ح17.

حکایت درب های مدینه در ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

ر میان توقیعاتی که از امام زمان عجل االله تعالی فرجه الشریف به شیعیان رسیده است، توقیعاتی وجود دارند که درباره مسائل اعتقادی و امور مربوط به وکلا و اداره جامعه شیعیان هستند.

بخشی از توقیعاتی که از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است، توقیعات در مسائل فقهی است. این توقیعات در پاسخ به سوال های فقهی برخی از اصحاب وشیعیان آن زمان، بیان شده است. پرسشهايى كه همانند دورههاى امامان پيشين عليه السلام براى شيعيان پديد مىآمده است.

تطابق تکوین و تشریع: آیه ۸۳ سوره آلعمران تأکید دارد که انسان باید به اختیار خود تسلیم همان شریعتی شود که تمام هستی تکویناً تحت سلطه آن است تا به سعادت برسد.

بر اساس روایت امام صادق(علیه السلام)، این آیه اشاره به پیمان خداوند با همه پیامبران دارد مبنی بر اینکه در دوران رجعت به دنیا بازگردند تا به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) ایمان آورده و ایشان را یاری کنند.

شیعه و اهل سنت باور دارند که عیسی مسیح سلام الله علیه کشته نشده و نزد خداوند زنده می باشد
شیعه و اهل سنت باور دارند که او در قیام امام زمان سلام الله علیهما همراه ایشان خواهد بود.
بر اساس نصوص روایی متعدد از فریقین، ایشان قاتل دجال هستند یا لا اقل در قتل او نقش پر رنگی دارند.

توقیعات، سخنان مکتوب امام زمان(عج) در پاسخ به پرسشها و درخواستهای شیعیان است که در دوران غیبت صغری (از طریق نواب اربعه) به مردم میرسید. حدود ۱۰۰ توقیع از ایشان بهجا مانده که بیشتر در دوره نیابت دوم و سوم صادر شده است. برای اعتبارسنجی این نامهها، سه روش بهکار میرفته: بررسی زنجیره راویان در منابع معتبری چون کمالالدین و الغیبه، هماهنگی محتوا با اصول مسلم دینی، و مهمتر از همه خطشناسی؛ زیرا شیعیان با خط امام عسکری(ع) آشنا بودند و توقیعات امام زمان(عج) نیز با همان خط (یا خطی بسیار شبیه) نوشته میشد که امکان جعل را از بین میبرد.

علی بن محمد سمری، چهارمین و آخرین نایب خاص امام زمان(عج) بود. او از خاندانی متدین و از اصحاب خاص امام حسن عسکری(ع) به شمار میرفت و با تصریح حسین بن روح (نایب سوم) به این مقام منصوب شد. دوران سهساله نیابت او با شدیدترین اختناق عباسیان همراه بود. شش روز پیش از وفاتش در سال ۳۲۹ ق، توقیعی از سوی امام زمان(عج) صادر شد که هم خبر از درگذشت قریبالوقوع او میداد و هم اعلام میداشت که پس از وی نایب خاصی نخواهد آمد و دوران غیبت کبری آغاز میشود. پیکر او در نزدیکی مسجد براثای بغداد به خاک سپرده شده است.
اولین نفری باشید که پیام خود را ثبت میکند