
در دوران غیبت صغری، يعنى سالهاى 230 تا 330 هجرى، مىتواند دوره توسعه و رشد علمى و فرهنگى جهان اسلام به شمار رود؛ زيرا در اين دوره، تحوّلات علمى و فرهنگى قابل ملاحظهاى رخ داد.
گسترش علوم دينى به سبب ظهور دانشمندان و عالمان دينى و پديد آمدن نحلههاى فكرى و نگاشتههاى علمى در حوزههاى گوناگون معرفتى، كاملًا در اين دوره پديدار و روشن است.
مطالب مرتبط:
غیبت صغری (وضعیت سیاسی امنیتی)
5 ویژگی علمی و فرهنگی غیبت صغری
نائب اول امام زمان علیه السلام
نائب دوم امام زمان علیه السلام
نائب سروم امام زمان علیه السلام
نائب چهارم امام زمان علیه السلام
توقیعات عقائدی و اجتماعی امام زمان
از آغاز سده سوم، دانش حديث، رونق فراوان گرفت و نگاشتههاى حديثى گوناگون، تأثيرگذار و ماندگارى نگاشته شدند.
كتابهاى حديثى شيعى همچون:
المحاسن برقى (274 ق)،
بصائر الدرجات صفّار (290 ق)
قرب الإسناد (300 ق)
الكافى كلينى (م 329 ق)
در اين دوره نوشته شدهاند و اكنون در دسترس هستند. كتابهاى مفقود شيعه كه در اين دوره نگاشته شدهاند بسيار زياداند.
يشتر مصادر حديثى مهمّ اهل سنّت، از اين دوره است. از جمله:
مسند ابن حنبل (241 ق)
سنن الدارمى (255 ق)
صحيح البخارى (256 ق)
صحيح مسلم (261 ق)
سنن ابن ماجة (273 ق)
سنن ابى داوود (275 ق)
سنن الترمذى (279 ق)
سنن النسائى (303 ق)
توسعه مكاتب فقهى، يكى از شاخصههاى اين زمان است كه با نگاهى كوتاه به تاريخ زندگانى علما مىتوان به آن پى برد.
شمارى از برجستهترين علمای اهل سنت، در اين قرن زندگى كرده اند؛ يا دست كم مدّتى از عمر خود را در آن سپرى نمودهاند.
از جمله،
احمد بن حنبل (م 241 ق)، بنيانگذار چهارمين مكتب فقهى مشهور اهل سنّت است كه تقريباً تا ميانه اين قرن در قيد حيات بود و كتاب پرحجم و بزرگ خود (مسند ابن حنبل) را تأليف كرد.
ابو سليمان داوود بن على كاشانى (م 270 ق)، نيز از فقيهان همين قرن و از شاگردان شافعى بود كه به عنوان پايهگذار مكتب ظاهريّه شهرت يافته است.
محمّد بن جرير طبرى (م 310 ق) در اواخر اين قرن، صاحب مكتبى فقهى به نام «جريريّه» بود كه البتّه نتوانست در مقابل مكاتب پيشين، جايگاه فراگیر بيابد.
نگاشتههاى حوزههاى معرفتى ديگر نيز در اين دوره، فراوان و شايسته ذكرند كه نشان دهنده بلوغ فرهنگى در اين دوره اند.
كتابهايى همچون:
الطبقات الكبرى نگاشته ابن سعد (م 230 ق)
المصنّف ابن ابى شيبه (م 235 ق)
فضائل الصحابةى احمد بن حنبل (م 241 ق)
إصلاح المنطق ابن سكّيت (م 244 ق)
البيان و التبيين جاحظ (م 255 ق)
تاريخ مدينه ابن شبه (م 262 ق)
عيون الأخبار ابن قتيبة (م 276 ق)
أنساب الأشراف بلاذرى (م 279 ق)
كتابهاى ابن ابى الدنيا (م 281 ق)
تاريخ اليعقوبى (م 285 ق)
تاريخ الطبرى (م 310 ق)
تفسير الطبرى (م 310 ق)
در اوایل قرن سوم، تحت حمايتهاى مأمون و معتصم و واثق، معتزليان، ميداندار گفتگوهاى علمى- دينى بودند و به نشر انديشههاى عقلگرايانه خود و تبيين اصول دين بر اين مبنا مىپرداختند.
ابو هذيل علاف (م 235 ق) با نظرات مشهور خود در كلام، فرقه هذيله را پديد آورد. ابو الحسين خيّاط، ابن راوندى، ابو عمرو جاحظ (م 255 ق) و ابو القاسم بلخى (م 319 ق) از ديگر چهرههاى نامدار در اين حوزه اند. امّا نامآورترين معتزليان، ابو على جبايى (م 303 ق) بود كه در مناظره با ديگر انديشمندان و از جمله شيعيان، شناخته شده بود.
اگر چه از زمان متوكّل عبّاسى، رويكرد دينى حكومت در مخالفت با معتزليان بود، ولى چنان كه مشهود است، آنان تا اوايل قرن چهارم، از فعّاليت چشمگيرى بهرهمند بودند.
با رونق يافتن كار معتزليان در اين دوره، حديثگرايان اهل سنّت (اهل حديث) تا حدّى به حاشيه رانده شدند؛ ولى در نيمه دوم قرن سوم با ظهور ابو الحسن اشعرى (260- 322 ق)، عالم مشهور اهل سنّت، و مناظرات او با ابو على جبايى معتزلى و نيز تحت حمايتهاى حكومت بنی عباس، گرايش سنّتى و حديثى در ميان اهل سنّت از نو قوّت گرفت، به طورى كه قرن چهارم و بيش از آن، قرن پنجم- يعنى اوايل غيبت كبرا- را بايد عصر اشعريان قلمداد كرد.
شهرهاى اسلامى مانند كوفه، بصره و بغداد در عراق و نيز قم و رى، نيشابور، مرو و بخارا و بسيارى شهرهاى ديگر، مراكز فعّال علمى و فرهنگى گرديده بودند.
در شهرهاى ياد شده، به طور معمول، خاندانهاى شيعهمذهبى زندگى مىكردند كه زعامت دينى و اجتماعى شيعيان را به عهده داشتند و از ميان آنها، دانشمندان و فقيهان و وكيلان ظهور مىكردند.
بغداد: خاندان نوبخت
كوفه: آل اعيَن
در نيشابور: خاندان شاذان
در سمرقند و كش: عيّاشى و شاگردان وى همچون كشّى
رى: خاندان بابويه
قم: خاندان اشعرى
در شهرهايى كه جمعيت خالص شيعه نداشتند، شيعيان و خاندانهاى مشهورشان عمدتاً در محلّاتى خاص سكنا مىگزيدند و به اين ترتيب، انسجام و هماهنگى بيشترى با يكديگر مىيافتند. در بغداد، كرخ، مهمترين محلّه شيعيان در قسمت غربى شهر بود كه بارها نيز مورد هجوم مخالفان آنان قرار گرفت.
يكى از دستاوردهاى نهاد وكالت، كمك به رشد علمى و فرهنگى جامعه شيعه بود. در واقع، وكيلان از طريق ارتباط دادن شيعيان با ائمّه عليهم السلام، در جهت رفع مشكلات فرهنگى و پاسخ به سؤالات علمى آنان گام بر مىداشتند. البتّه ارتباطات گسترده شيعيان با ائمّه عليهم السلام در دورههاى پيشين، خود، زمينهساز اين توسعه علمى و فرهنگى بود و شاهد آن، ظهور شمار قابل توّجه انديشمندان و نويسندگان از ميان شاگردان و اصحاب ائمه عليهم السلام است.
شيخ طوسى، راويان و اصحاب امام دهم را 184 نفر و اصحاب امام يازدهم را 102 نفر نام برده است. [1] در ميان اين افراد، انديشمندان و مؤلّفان نامدارى وجود دارند كه آثار مكتوب فراوانى از خود به جاى گذاشته و احاديث فراوانى را از امامان عليهم السلام نقل نمودهاند.
احمد بن محمّد بن عيسى قمى (زنده تا 274 ق) از بزرگان خاندان اشعرى در قم و زعيم حوزه علميّه اين شهر و از اصحاب امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام بود.
وجود نام او در سند بسيارى از احاديث كتب اربعه، نشانگر مورد اعتماد بودن او در نقل حديث است؛ همچنین شمار فراوان شاگردانش، جايگاه والاى وى را در علوم نشان مىدهد. پانزده کتاب از وى نام برده شده است.[2]
عبد اللَّه بن جعفر حميرى (متوفی حدود 310 ق) نيز از اصحاب برجسته اين دو امام و از دانشمندان مشهور غيبت صغری است. علاوه بر احاديث فراوان وى مىتوان از كتابهاى او: «الغيبة، قرب الإسناد و كتاب توقيعات» نام برد.[3]
سعد بن عبد اللَّه قمى (متوفی حدود 299 ق) نيز همانند حميرى در غيبت صغرا پرآوازه شد. شيخ طوسى، او را از اصحاب امام يازدهم دانسته و بالغ بر 30 كتاب از وى نام برده است كه از آن جمله كتاب الرحمة، موسوعهاى فقهى در چندين جلد و مشتمل بر ابواب مختلف فقه، بوده است. كتاب المقالات و الفرق او، تنها كتاب اوست كه تا زمان ما باقى مانده است. [4]
احمد بن خالد برقى (م 281 ق) از شاگردان امام جواد عليه السلام و امام هادى عليه السلام، علاوه بر ايشان، از 110 راوى ديگر روايت كرده است. از ميان تأليفات متعدّد او، المحاسن- كه مجموعهاى از احاديث در همه علوم است-، مشهورتر است و همانند كتاب الرجال او، به روزگار ما رسيده است.[5]
حسين بن سعيد اهوازى و برادرش حسن نيز از دانشمندان و نويسندگان پركار اين دوره هستند. اين دو برادر، زمان امام رضا عليه السلام را نيز درك کرده اند و تا زمان امام هادى عليه السلام، نزد امامان، شاگردى كردهاند و به سبب انتقال از كوفه به اهواز، به اين شهر، منسوب شدهاند.
از اين دو برادر، قريب سى عنوان كتاب در ابواب مختلف فقهى و نيز در تفسير و مناقب و موضوعات اخلاقى نام برده شده است. از ميان آثار فراوان حسين اهوازى، كتاب المؤمن او كه مجموعهاى از احاديث در توصيف مؤمنان و شيعيان است، باقى مانده و به چاپ رسيده است.[6]
بجز نامبردگان، ابراهيم بن مهزيار اهوازى، احمد بن اسحاق رازى، حسين بن اشكيب قمى، سهل بن زياد آدمى، على بن حسن بن فضّال، على بن ريّان بن صلت، فضل بن شادان نيشابورى، احمد بن ادريس قمى، داوود بن قاسم جعفرى و بسيارى ديگر، از اصحاب مشهور اين دو امام و از دانشمندان و نويسندگان اين دوره اند كه شرح احوال همه آنان در اين مختصر نمىگنجد.
بى شك، اين دستاوردهاى علمى، بدون هدايت و روشنگرىهاى امامان عليهم السلام و جز با تلاش و پشتكار شيعيان محقّق نمىشد. از اين رو، شايسته است كه در جهت بهرهمندى از اين ميراث علمى و فرهنگى كه با زحمت و مشقّت بسيار فراهم گرديده، از هيچ كوششى فروگذار نكنيم.
دوران غیبت صغری (۲۶۰ تا ۳۲۹ ق)، نه تنها دورهای حساس در تاریخ امامت و مهدویت است، بلکه یکی از دورانهای شکوفایی علمی و فرهنگی جهان اسلام نیز به شمار میآید. در این دوران، با وجود محدودیت ارتباط مستقیم با امام معصوم (ع)، میراث علمی و فرهنگی عظیمی شکل گرفت که پایهگذار تمدن اسلامی در قرون بعد شد.
📚در حوزهی حدیث، مهمترین مجموعههای حدیثی شیعه و اهل سنت نگاشته شد؛ از کافی کلینی تا صحیح بخاری و مسلم.
⚖️ در زمینهی فقه، مذاهب فقهی متنوع گسترش یافتند و فقهایی همچون احمد بن حنبل، داوود ظاهری و طبری ظهور کردند.
💡 در حوزهی کلام و اندیشه، مکاتب عقلگرا مانند معتزله رونق یافتند و در برابر آن، گرایش حدیثی اهل سنت و تفکر امامیه انسجام بیشتری پیدا کرد.
🏛️ در میان شیعیان، با شکلگیری نظام وکالت، ارتباط علمی با امام عصر (عج) حفظ شد و دانشمندان بزرگی چون احمد بن محمد بن عیسی قمی، عبدالله بن جعفر حمیری و سعد بن عبدالله قمی نقش بنیادینی در حفظ و گسترش معارف اهلبیت ایفا کردند.
در نتیجه، غیبت صغری را میتوان نه دوران رکود، بلکه عصر رشد، انسجام و بلوغ فکری شیعه و اسلام دانست؛ عصری که به مدد هدایت امامان (ع) و کوشش علمای مخلص، بنیانهای معرفتی مهدویت و اندیشه اسلامی را برای قرون آینده استوار ساخت.

در عصر غیبت امام زمان (عج)، برای رفع سردرگمی و حفظ ارتباط با معارف دین، ائمه اطهار شیعیان را به رجوع به عالمان دین توصیه کردند.
این علما که با اجتهاد، تقوا، و آگاهی از قرآن و روایات اهل بیت تربیت شدهاند، وظیفه دارند احکام شرعی و مسائل اعتقادی را به مردم بیاموزند و در نبود امام معصوم، حجت او بر مردم باشند.
چنانکه در روایات متعدد از امامان، رجوع به فقها و راویان حدیث بهعنوان راهی مشروع و ضروری برای هدایت دینی معرفی شده است.

تطابق تکوین و تشریع: آیه ۸۳ سوره آلعمران تأکید دارد که انسان باید به اختیار خود تسلیم همان شریعتی شود که تمام هستی تکویناً تحت سلطه آن است تا به سعادت برسد.
بر اساس روایت امام صادق(علیه السلام)، این آیه اشاره به پیمان خداوند با همه پیامبران دارد مبنی بر اینکه در دوران رجعت به دنیا بازگردند تا به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) ایمان آورده و ایشان را یاری کنند.

شیعه و اهل سنت باور دارند که عیسی مسیح سلام الله علیه کشته نشده و نزد خداوند زنده می باشد
شیعه و اهل سنت باور دارند که او در قیام امام زمان سلام الله علیهما همراه ایشان خواهد بود.
بر اساس نصوص روایی متعدد از فریقین، ایشان قاتل دجال هستند یا لا اقل در قتل او نقش پر رنگی دارند.

در این مقاله از سلسله «آیات مهدوی»، آیه ۳۷ سوره آلعمران و روایت نزول طعام آسمانی برای حضرت زهرا(س) بررسی شده است. بر اساس این روایت، پس از آنکه امیرالمؤمنین(ع) بهخاطر انفاق آخرین دینار خود نزدیک بود گرسنه بماند، ظرفی پر از غذای بهشتی در خانه ایشان ظاهر شد و حضرت زهرا(س) در پاسخ به پرسش همسرشان، عیناً عبارت «هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» از آیه شریفه را تکرار فرمودند. پیامبر(ص) این ماجرا را به داستان مریم(س) در محراب عبادت تشبیه کردند. طبق روایت امام باقر(ع)، آن ظرف آسمانی اکنون نزد حضرت حجت(عج) است و ایشان از آن بهره میبرند. شباهتهای حضرت مریم و حضرت زهرا(س) در مقامهایی چون «سیده نساء العالمین»، «محدثه» و «بتول» بودن، نشاندهنده پیوند ولایی این دو بانو و استمرار فیض الهی تا عصر ظهور است.

در این مقاله از سلسله مباحث «آیات مهدوی»، آیه ۲۶۹ سوره بقره درباره «حکمت» و «خیر کثیر» بررسی شده است. بر اساس روایت امام صادق(ع)، مصداق این حکمت، شناخت امام و دوری از گناهان کبیره است. در ادامه با تحلیل ریشهشناسی «حکمت» (به معنای مهارکننده از تندروی) و «لُبّ» (مغز خالص میوه)، به این نتیجه میرسد که صاحبان «لُبّ» کسانی هستند که با عبور از ظواهر، به حقیقت متصل میشوند. در پایان، بر اساس روایات، مؤمنانی که در عصر غیبت به معرفت و عقل کامل رسیدهاند، غیبت برایشان همچون مشاهده است و در زمره برترین منتظران قرار میگیرند.

ن مقاله با تفسیر آیه ۲۵۹ بقره، داستان «صاحب الحمار» را بررسی کرده و نشان میدهد که چگونه این ماجرا در روایات به عنوان مثالی برای غیبت و ظهور امام زمان(عج) معرفی شده است. متن به وجوه شباهت میان این دو واقعه میپردازد؛ از جمله فراموش شدن یاد امام در دوران غیبت، رجعت یاران حضرت، بیعت نکردن با طاغوت و احیای زمین پس از فساد. این تحلیل نشان میدهد که ظهور، تجلی دوباره قدرت الهی و آغاز حیات تازه برای جامعه انسانی است.
اولین نفری باشید که پیام خود را ثبت میکند