
توقیع های فقهی امام زمان علیه السلام
بخشی از توقیعاتی که از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است، توقیعات در مسائل فقهی است. این توقیعات در پاسخ به سوال های فقهی برخی از اصحاب وشیعیان آن زمان، بیان شده است. پرسشهايى كه همانند دورههاى امامان پيشين عليه السلام براى شيعيان پديد مىآمده است.
اين پرسشها كه به دليل عدم دسترس مستقيم به امام زمان عليه السلام، نوعاً از طريق واسطه و به وسيله نامهنگارى انجام شده است. این پرسش ها وتوقیعات، در زمينههاى مختلفاند و تنوّع آنها نشان مىدهد كه شيعيان به رغمِ دشوارى رساندن پرسشهاى خود به محضر امام عليه السلام، در موارد متعدّد، مسائل شرعى خود را از طريق يك، دو يا چند واسطه از ايشان مىپرسيدهاند.
قبل از ورود به جزئیات توقیعات فقهی امام زمان علیه السلام، به بیان مختصری از خصوصیات توقیعات فقهی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میپردازیم.
مجموع پرسش و پاسخهايى كه در موضوعات احكام شرعى از ولىّ عصر عليه السلام باقى مانده و اينك در دسترس است، 75 مورد است و بجز چند مورد پرسش و پاسخ تكرارى، بيشتر آنها در باره احكام مختلف شرعى است.
با توجّه به محدوديت شديد ارتباطات و اختلافهاى شديد و انحرافهايى كه در امر امامت و غيبت ولىّ عصر عليه السلام پديد آمده بود، این حجم از نامه نگاری ها، قابل توجّه است.
اين امر، وقتى جلوه بيشترى مىكند كه برخى شواهد، نشان مىدهند عنايت ويژهاى از جمله از سوى نوّاب خاص در ارجاع دادن به فقهاى شيعه وجود داشته است تا در ميان شيعيان، آمادگى بيشترى براى آغاز دوره غيبت كبری پديد آيد.
اهتمام جامعه شيعى به صورت عام و نايبان خاص به صورت ويژه در عدم دستيابى مخالفان و دشمنان به ولىّ عصر عليه السلام و پنهان ماندن وجود آن بزرگوار و لزوم حداکثری استفاده از ارتباط غیر مستقيم، دشوارىهاى بسيارى را پديد مىآورد. اين امر كه در پرسش و پاسخهاى نوشتارى شدّت بيشترى دارد، نه تنها در اصل ارتباطات، دشوارى و محدوديت پديد مىآورد؛ بلكه گاه سبب پاسخهايى مىشد كه براى ديگران داراى ابهام يا عدم سازگارى با ادلّه ديگر باشد.
بررسى اسناد و محتواى توقيعات فقهى نشان مىدهد كه از نظر اعتبار و استناد فقهى، به صورت كلّى، گر چه ميان اين توقيعها و ساير احاديث فقهى كه محلّ استناد آنان است، اجمالًا تفاوت وجود دارد، امّا تمايز چشمگيرى بويژه از نظر اهتمام فقها، وجود ندارد.
اين توقيعات، به تناسب موضوع، در ابواب مختلف منابع حديث فقهى متأخّر مانند: وسائل الشيعة و جامع أحاديث الشيعة، توزيع شده و در منابع فقه استدلالى نيز مورد توجّه و استناد قرار گرفتهاند.
ملاحظه مباحث مربوط به هر يك از قسمتهاى توقيعات فقهى در منابع فقه استدلالى، به روشنى نشان مىدهد كه فقهاى ما كه اعتبار ادلّه فقهى و امكان اعتماد به آنها را يك اصل در استدلالهاى فقهى به شمار مىآورند. به اين توقيعات، همانند ساير احاديث منابع حديثى معتبر، اعتنا و اهتمام قابل توجّهى داشتهاند.
فقها حتّى به رغم اين كه بخشى از توقيعات فقهى، جزء مسائل فرعىاند يا مشابه آنها در احاديث ديگر وجود دارد، آنها را در بسيارى از منابع آورده و جزء مستندات ديدگاههاى فقهى خود، قرار دادهاند. با اين حال، در پارهاى از موارد نيز آنها را با ساير ادلّه، سازگار نديده و در برخى موارد از نظر فقهى نتوانستهاند به آن عمل كنند.
البتّه در اين موارد نيز نظر فقها يكسان نيست و برخى، آنها را پذيرفته يا معناى سازگارى براى آنها ذكر كردهاند؛ امّا نكته كلّى اين است كه فقهاى ما از گذشته تا به حال، در باره توقيعات فقهى، همانند ساير احاديث، عمل كردهاند و ملاحظه مباحث آنان، نه تنها تمايز عمدهاى را در مجموع نشان نمىدهد؛ بلكه شاهديم با احترام و اعتناى ويژهاى از آنها ياد شده است.
حال به ذکر مسائلی که درباره آنها، توقیعاتی از جانب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صادر شده است میپردازیم.
توقیع بسیار شدید اللحنی درباره حلال شمردن خمس ندادن و تصرف در مال امام علیه السلام آمده است که میفرماید: « و امّا سؤالت در باره كسى كه آنچه را از اموال ما در دست دارد، حلال مىشمرد و بدون فرمان ما، در آنها، مانند اموال خودش تصرّف مىكند: فَمَن فَعَلَ ذلِكَ فَهُوَ مَلعونٌ ونَحنُ خُصَماؤُهُ يَومَ القِيامَةِ،
هر كه باشد، ملعون است و روز قيامت، ما دشمن او هستيم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:" هر كس آنچه را كه خداوند، حقّ عترتم و بر ديگران حرام دانسته، حلال بشمرد، بر زبان من و زبان هر پيامبرى لعن شده است". پس هر كس به ما ستم كند، از زمره ستمكاران و لعنت خدا بر او خواهد بود، به دليل سخن خداى متعال: هان! لعنت خدا بر ستمكاران است»[1]
محمّد بن عبد اللَّه حميرى نامه ای به امام علیه السلام مینویسد ومیپرسد: در باره كسى كه به زيارت قبر امامان عليهم السلام مىرود، پرسيدم: براى او جايز است كه بر قبر، سجده كند يا نه؟ و آيا جايز است كسى كه نزد قبر ايشان نماز مىخواند، پشت قبر بِايستد و قبر را [در سمت] قبله قرار دهد و نزد سر و پاهايشان بِايستد؟ و آيا جايز است كه جلوى قبر بايستد و آن را پشت سرش قرار دهد يا نه؟
امام علیه السلام در جواب نوشتند: « امّا سجود بر قبر، نه در نماز مستحبّى و نه واجب و نه در زيارت، جايز نيست؛ بلكه بايد گونه راستش را بر قبر بگذارد وأَمَّا الصَّلاةُ فَإِنَّها خَلفَهُ، يَجعَلُهُ الامامَ، ولا يَجوزُ أن يُصَلِّيَ بَينَ يَدَيهِ؛ لِأَنَّ الإِمامَ لا يُتَقَدَّمُ ويُصَلّي عَن يَمينِهِ وشِمالِهِ.
و امّا نماز، در پشت آن است و قبر را پيش روى خود قرار دهد، و جايز نيست كه جلوتر از قبر نماز بخواند؛ زيرا بر امام پيشى گرفته نمىشود و در راست و چپش نماز خوانده مىشود»[2]
محمّد بن عبد اللَّه بن حميرى میگوید: به امام علیه السلام نامه نوشتم و پرسيدم: آيا جايز است كه انسان با تربت قبر حسين [تسبيح بسازد و] تسبيح بگويد؟ و آيا در اين كار، فضيلتى هست؟
امام عليه السلام پاسخ داد و من توقيع را خواندم و از روى آن نوشتم:« يُسَبِّحُ بِهِ، فَما في شَيءٍ مِنَ التَّسبيحِ أفضَلُ مِنهُ
با آن، تسبيح بگويد، كه در تسبيح، بهتر از آن نيست و از فضيلت آن، اين است كه [اگر] تسبيحگو فراموش مىكند تسبيح بگويد؛ ولى تسبيح را كه مىچرخاند، برايش [ثواب] تسبيح گفتن مىنويسند»[3]
درباره آداب قنوت از امام علیه السلام سوال شد. امام علیه السلام در جواب نوشتند:« رَدُّ اليَدَينِ مِنَ القُنوتِ عَلَى الرَّأسِ وَالوَجهِ غَيرُ جائِزٍ فِي الفَرائِضِ
باز گرداندن و كشيدن دستها پس از قنوت به سر و رو، در نمازهاى واجب، جايز نيست و عمل بايسته در اين حالت، آن است كه چون دستانش را در قنوت نماز واجب، بالا برد و از دعا فارغ شد، كف دستانش را با سينهاش به آرامى به سوى زانوانش ببرد و تكبير بگويد و ركوع كند. حديث ياد شده هم درست است؛ امّا براى نافلههاى روز و شب و نه نمازهاى واجب و عمل به آن در اين نمازها بهتر است»[4]
از حضرت سوال شده بود: در آبادى ما، براى گلودرد و گرفتگى صدا، رُبّ گردو درست مىكنند، به اين گونه كه گردوى تازه را قبل از سفت شدن مىگيرند و خوب مىسايند و آبش را گرفته، صاف مىكنند و آن را مىپزند تا نيمى از آب آن، بخار شود و يك شبانهروز، آن را رها مىكنند... .
امام جواب دادند:« إذا كانَ كَثيرُهُ يُسكِرُ أو يُغَيِّرُ، فَقَليلُهُ وكَثيرُهُ حَرامٌ، وإن كانَ لا يُسكِرُ فَهُوَ حَلالٌ.
اگر مقدار فراوان آن، مست يا حالت انسان را دگرگون كند، كم و زياد آن، حرام است و اگر به هیچ عنوان مست نكند، حلال است»[5]
سوال شد: مُحرم، با تكّهاى چرم يا غير آن، سايهبانى براى خود در برابر باران درست مىكند تا مبادا لباس و بارهايش، خيس شوند. آيا اين كار، جايز است؟
امام در جواب نوشتند:« إذا فَعَلَ (ذلِكَ) فِي المَحمِلِ في طَريقِهِ فَعَلَيهِ دَمٌ.
اگر اين كار را هنگامى كه در كجاوه و در راه است، انجام دهد، بايد يك گوسفند، قربانى كند»[6]
در پایان بد نیست ذکر شود که در توقیعات امام زمان علیه السلام، به مسائل فقهی مختلف دیگری نیز پرداخته شده است که فقط اصل مساله را نام میبریم: نماز خواندن روبروی آتش، حکم قبض در بیع، تکرار ختنه کردن پسر بچه، حکم حق ماره، کفاره روزه خواری، نحوه احرام بستن، استحباب دعا در تکبیرات هفتگانه نماز، سجده شکر بعد از نماز، شرط مالکیت در بیع، استحباب روزه ماه رجب، نماز خواندن روی حیوان سواری، نحوه رسیدن به رکوع امام جماعت، پی بردن به بطلان نماز ظهر در میانه نماز عصر، شهادت مبتلایان به پیسی و جذام وفلج، ازدواج با دختر همسر، حرمت مادربزرگ زن بر شوهر، دعوای مالی، استحباب نوشتن لا اله الا الله بر کفن، گرداندن تسبیح در نماز با دست چپ، فروش مال موقوفه، روغن زدن محرم برای درمان، شهادت دادن شخص نابینا، شهادت در وقف، ذکر رکعت سوم وچهارم نماز، چگونگی استخاره، وقت نماز جعفر طیار، اولویت در صدقه دادن، ادعا عدم پرداخت مهریه، نماز در لباس خز وابریشم، ترتیب مسح پا، اشتباه در شمارش تسبیح حضرت زهرا، حکم تکبیر بعد از تشهد در رکعت دوم، فراموش کردن بردن نام صاحب قربانی، طهارت لباس ساخته و بافته دست زردشتى، اشتباه در به جا آوردن سجده، قربانی کردن از طرف صاحب قربانی، احرام در پارچه از جنس خز، نماز در کفش بد بو، تقیه در میقات حج، حكم مال شبههناك، تعهّد بر ترك ازدواج موقّت، الحاق فرزند به پدر و تغيير وقف با شرط، نماز در انواعى از پوست حيوانات، صدقه تراشيدن موى سر نوزاد، شرط وجوب غسل مسّ ميّت، فراموشى در تسبيحات نماز جعفر طيّار، خروج زن از خانه در عدّه وفات، سورههاى بافضيلتتر در نماز و وقت وداع با ماه رمضان.
[1]وسائل الشیعة، ج3، ص460
[2]تهذیب الاحکام، ج2، ص228، ح898
[3]تهذیب الاحکام، ج6، ص75، ح148
[4]الاحتجاج، ج2، ص573
[5]الاحتجاج، ج2، ص579
[6]الاحتجاج، ج2، ص568، ح355

از نگاه قرآن و احاديث صحيحى كه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و اهل بيت او به ما رسيده است، بهرهمند ساختن انسان در همه اعصار از راهنما، سنّت خداوند متعال است و زمين، هيچ گاه از راهنمايى كه بتواند راه درست زندگى را به مردم نشان دهد، خالى نبوده و نخواهد بود. راهنمايان الهى پس از پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله تا دامنه قيامت، اهل بيت آن بزرگوارند. راهنماى الهى در برخى از مقاطع تاريخ، بنا بر مصالحى ممكن است از ديدِ مردم غايب گردد. در اين صورت، هر چند جامعه از بخشى از منافع وجود امام، محروم است، ليكن از بركات تكوينىِ وى، تا هنگام ظهور برخوردار خواهد بود.

شناخت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یکی از واجبات دینی برای شیعیان است و میزان و عمق این شناخت دارای اهمیت بسیاری است. طبق آنچه در روایات و کتب فقهی آمده است، شناخت امام زمان به معنای آگاهی از وجود، مقام، صفات و وظایف ایشان است.
محدوده شناخت واجب:
عواقب عدم شناخت یا انکار امام:
روایات متعددی بر عواقب وخیم انکار امام و عدم شناخت ایشان تأکید دارند. از جمله این عواقب میتوان به محرومیت از رحمت الهی، عدم نجات در قیامت و قرار گرفتن در زمره گمراهان اشاره کرد.

در عصر غیبت امام زمان (عج)، برای رفع سردرگمی و حفظ ارتباط با معارف دین، ائمه اطهار شیعیان را به رجوع به عالمان دین توصیه کردند.
این علما که با اجتهاد، تقوا، و آگاهی از قرآن و روایات اهل بیت تربیت شدهاند، وظیفه دارند احکام شرعی و مسائل اعتقادی را به مردم بیاموزند و در نبود امام معصوم، حجت او بر مردم باشند.
چنانکه در روایات متعدد از امامان، رجوع به فقها و راویان حدیث بهعنوان راهی مشروع و ضروری برای هدایت دینی معرفی شده است.

تعداد روایاتی که از پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است وبر امامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دلالت دارند زیاد هستند. به همین خاطر به ذکر برخی از این روایات بسنده میکنیم.

داستان ازدواج حضرت نرجس خاتون با امام حسن عسکری (ع) یکی از روایات مهم شیعه است. نرجس خاتون، شاهزادهای رومی بود که به اسارت مسلمانان درآمد و در نهایت به دست امام هادی (ع) خریداری شد. پس از اسلام آوردن، با امام حسن عسکری (ع) ازدواج کرد و مادر امام زمان (عج) شد. این روایت نشان میدهد که چگونه خداوند برای حفظ نسل امامت و ظهور منجی عالم، برنامهریزی دقیقی داشته است. روایت ازدواج نرجس خاتون، حاوی نکات آموزندهای درباره ایمان، صبر، و اهمیت ولایت اهل بیت (ع) است.

اسامی اصلی که برای مادر امام زمان (عج) ذکر شده است عبارتند از:
ملیکا: این نام به احتمال زیاد ترجمه عربی نام اصلی رومی ایشان بوده است.
نرجس: این نام به عنوان نام اصلی ایشان در بسیاری از روایات ذکر شده است.

معجزات امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان نشانهای آشکار از حقانیت ایشان و دلیل بر امامتشان مطرح شده است. این معجزات که از قبل تولد تا پس از ظهور آن حضرت نقل شده است، بر طیف وسیعی از موضوعات دلالت میکند.

داستان ولادت امام زمان (عج) یکی از روایات مهم و شگفتانگیز در شیعه است که به طور مفصل توسط مورخان و علما نقل شده است. بر اساس این روایات، ولادت حضرت مهدی (عج) در نیمه شعبان سال 255 هجری قمری در سامرا اتفاق افتاد.
اولین نفری باشید که پیام خود را ثبت میکند