
توقیع های فقهی امام زمان علیه السلام
بخشی از توقیعاتی که از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است، توقیعات در مسائل فقهی است. این توقیعات در پاسخ به سوال های فقهی برخی از اصحاب وشیعیان آن زمان، بیان شده است. پرسشهايى كه همانند دورههاى امامان پيشين عليه السلام براى شيعيان پديد مىآمده است.
اين پرسشها كه به دليل عدم دسترس مستقيم به امام زمان عليه السلام، نوعاً از طريق واسطه و به وسيله نامهنگارى انجام شده است. این پرسش ها وتوقیعات، در زمينههاى مختلفاند و تنوّع آنها نشان مىدهد كه شيعيان به رغمِ دشوارى رساندن پرسشهاى خود به محضر امام عليه السلام، در موارد متعدّد، مسائل شرعى خود را از طريق يك، دو يا چند واسطه از ايشان مىپرسيدهاند.
مطالب مرتبط:
غیبت صغری (وضعیت سیاسی امنیتی)
5 ویژگی علمی و فرهنگی غیبت صغری
نائب اول امام زمان علیه السلام
نائب دوم امام زمان علیه السلام
نائب سروم امام زمان علیه السلام
نائب چهارم امام زمان علیه السلام
توقیعات عقائدی و اجتماعی امام زمان
قبل از ورود به جزئیات توقیعات فقهی امام زمان علیه السلام، به بیان مختصری از خصوصیات توقیعات فقهی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میپردازیم.
مجموع پرسش و پاسخهايى كه در موضوعات احكام شرعى از ولىّ عصر عليه السلام باقى مانده و اينك در دسترس است، 75 مورد است و بجز چند مورد پرسش و پاسخ تكرارى، بيشتر آنها در باره احكام مختلف شرعى است.
با توجّه به محدوديت شديد ارتباطات و اختلافهاى شديد و انحرافهايى كه در امر امامت و غيبت ولىّ عصر عليه السلام پديد آمده بود، این حجم از نامه نگاری ها، قابل توجّه است.
اين امر، وقتى جلوه بيشترى مىكند كه برخى شواهد، نشان مىدهند عنايت ويژهاى از جمله از سوى نوّاب خاص در ارجاع دادن به فقهاى شيعه وجود داشته است تا در ميان شيعيان، آمادگى بيشترى براى آغاز دوره غيبت كبری پديد آيد.
اهتمام جامعه شيعى به صورت عام و نايبان خاص به صورت ويژه در عدم دستيابى مخالفان و دشمنان به ولىّ عصر عليه السلام و پنهان ماندن وجود آن بزرگوار و لزوم حداکثری استفاده از ارتباط غیر مستقيم، دشوارىهاى بسيارى را پديد مىآورد. اين امر كه در پرسش و پاسخهاى نوشتارى شدّت بيشترى دارد، نه تنها در اصل ارتباطات، دشوارى و محدوديت پديد مىآورد؛ بلكه گاه سبب پاسخهايى مىشد كه براى ديگران داراى ابهام يا عدم سازگارى با ادلّه ديگر باشد.
بررسى اسناد و محتواى توقيعات فقهى نشان مىدهد كه از نظر اعتبار و استناد فقهى، به صورت كلّى، گر چه ميان اين توقيعها و ساير احاديث فقهى كه محلّ استناد آنان است، اجمالًا تفاوت وجود دارد، امّا تمايز چشمگيرى بويژه از نظر اهتمام فقها، وجود ندارد.
اين توقيعات، به تناسب موضوع، در ابواب مختلف منابع حديث فقهى متأخّر مانند: وسائل الشيعة و جامع أحاديث الشيعة، توزيع شده و در منابع فقه استدلالى نيز مورد توجّه و استناد قرار گرفتهاند.
ملاحظه مباحث مربوط به هر يك از قسمتهاى توقيعات فقهى در منابع فقه استدلالى، به روشنى نشان مىدهد كه فقهاى ما كه اعتبار ادلّه فقهى و امكان اعتماد به آنها را يك اصل در استدلالهاى فقهى به شمار مىآورند. به اين توقيعات، همانند ساير احاديث منابع حديثى معتبر، اعتنا و اهتمام قابل توجّهى داشتهاند.
فقها حتّى به رغم اين كه بخشى از توقيعات فقهى، جزء مسائل فرعىاند يا مشابه آنها در احاديث ديگر وجود دارد، آنها را در بسيارى از منابع آورده و جزء مستندات ديدگاههاى فقهى خود، قرار دادهاند. با اين حال، در پارهاى از موارد نيز آنها را با ساير ادلّه، سازگار نديده و در برخى موارد از نظر فقهى نتوانستهاند به آن عمل كنند.
البتّه در اين موارد نيز نظر فقها يكسان نيست و برخى، آنها را پذيرفته يا معناى سازگارى براى آنها ذكر كردهاند؛ امّا نكته كلّى اين است كه فقهاى ما از گذشته تا به حال، در باره توقيعات فقهى، همانند ساير احاديث، عمل كردهاند و ملاحظه مباحث آنان، نه تنها تمايز عمدهاى را در مجموع نشان نمىدهد؛ بلكه شاهديم با احترام و اعتناى ويژهاى از آنها ياد شده است.
حال به ذکر مسائلی که درباره آنها، توقیعاتی از جانب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صادر شده است میپردازیم.
توقیع بسیار شدید اللحنی درباره حلال شمردن خمس ندادن و تصرف در مال امام علیه السلام آمده است که میفرماید: « و امّا سؤالت در باره كسى كه آنچه را از اموال ما در دست دارد، حلال مىشمرد و بدون فرمان ما، در آنها، مانند اموال خودش تصرّف مىكند: فَمَن فَعَلَ ذلِكَ فَهُوَ مَلعونٌ ونَحنُ خُصَماؤُهُ يَومَ القِيامَةِ،
هر كه باشد، ملعون است و روز قيامت، ما دشمن او هستيم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:" هر كس آنچه را كه خداوند، حقّ عترتم و بر ديگران حرام دانسته، حلال بشمرد، بر زبان من و زبان هر پيامبرى لعن شده است". پس هر كس به ما ستم كند، از زمره ستمكاران و لعنت خدا بر او خواهد بود، به دليل سخن خداى متعال: هان! لعنت خدا بر ستمكاران است»[1]
محمّد بن عبد اللَّه حميرى نامه ای به امام علیه السلام مینویسد ومیپرسد: در باره كسى كه به زيارت قبر امامان عليهم السلام مىرود، پرسيدم: براى او جايز است كه بر قبر، سجده كند يا نه؟ و آيا جايز است كسى كه نزد قبر ايشان نماز مىخواند، پشت قبر بِايستد و قبر را [در سمت] قبله قرار دهد و نزد سر و پاهايشان بِايستد؟ و آيا جايز است كه جلوى قبر بايستد و آن را پشت سرش قرار دهد يا نه؟
امام علیه السلام در جواب نوشتند: « امّا سجود بر قبر، نه در نماز مستحبّى و نه واجب و نه در زيارت، جايز نيست؛ بلكه بايد گونه راستش را بر قبر بگذارد وأَمَّا الصَّلاةُ فَإِنَّها خَلفَهُ، يَجعَلُهُ الامامَ، ولا يَجوزُ أن يُصَلِّيَ بَينَ يَدَيهِ؛ لِأَنَّ الإِمامَ لا يُتَقَدَّمُ ويُصَلّي عَن يَمينِهِ وشِمالِهِ.
و امّا نماز، در پشت آن است و قبر را پيش روى خود قرار دهد، و جايز نيست كه جلوتر از قبر نماز بخواند؛ زيرا بر امام پيشى گرفته نمىشود و در راست و چپش نماز خوانده مىشود»[2]
محمّد بن عبد اللَّه بن حميرى میگوید: به امام علیه السلام نامه نوشتم و پرسيدم: آيا جايز است كه انسان با تربت قبر حسين [تسبيح بسازد و] تسبيح بگويد؟ و آيا در اين كار، فضيلتى هست؟
امام عليه السلام پاسخ داد و من توقيع را خواندم و از روى آن نوشتم:« يُسَبِّحُ بِهِ، فَما في شَيءٍ مِنَ التَّسبيحِ أفضَلُ مِنهُ
با آن، تسبيح بگويد، كه در تسبيح، بهتر از آن نيست و از فضيلت آن، اين است كه [اگر] تسبيحگو فراموش مىكند تسبيح بگويد؛ ولى تسبيح را كه مىچرخاند، برايش [ثواب] تسبيح گفتن مىنويسند»[3]
درباره آداب قنوت از امام علیه السلام سوال شد. امام علیه السلام در جواب نوشتند:« رَدُّ اليَدَينِ مِنَ القُنوتِ عَلَى الرَّأسِ وَالوَجهِ غَيرُ جائِزٍ فِي الفَرائِضِ
باز گرداندن و كشيدن دستها پس از قنوت به سر و رو، در نمازهاى واجب، جايز نيست و عمل بايسته در اين حالت، آن است كه چون دستانش را در قنوت نماز واجب، بالا برد و از دعا فارغ شد، كف دستانش را با سينهاش به آرامى به سوى زانوانش ببرد و تكبير بگويد و ركوع كند. حديث ياد شده هم درست است؛ امّا براى نافلههاى روز و شب و نه نمازهاى واجب و عمل به آن در اين نمازها بهتر است»[4]
از حضرت سوال شده بود: در آبادى ما، براى گلودرد و گرفتگى صدا، رُبّ گردو درست مىكنند، به اين گونه كه گردوى تازه را قبل از سفت شدن مىگيرند و خوب مىسايند و آبش را گرفته، صاف مىكنند و آن را مىپزند تا نيمى از آب آن، بخار شود و يك شبانهروز، آن را رها مىكنند... .
امام جواب دادند:« إذا كانَ كَثيرُهُ يُسكِرُ أو يُغَيِّرُ، فَقَليلُهُ وكَثيرُهُ حَرامٌ، وإن كانَ لا يُسكِرُ فَهُوَ حَلالٌ.
اگر مقدار فراوان آن، مست يا حالت انسان را دگرگون كند، كم و زياد آن، حرام است و اگر به هیچ عنوان مست نكند، حلال است»[5]
سوال شد: مُحرم، با تكّهاى چرم يا غير آن، سايهبانى براى خود در برابر باران درست مىكند تا مبادا لباس و بارهايش، خيس شوند. آيا اين كار، جايز است؟
امام در جواب نوشتند:« إذا فَعَلَ (ذلِكَ) فِي المَحمِلِ في طَريقِهِ فَعَلَيهِ دَمٌ.
اگر اين كار را هنگامى كه در كجاوه و در راه است، انجام دهد، بايد يك گوسفند، قربانى كند»[6]
در پایان بد نیست ذکر شود که در توقیعات امام زمان علیه السلام، به مسائل فقهی مختلف دیگری نیز پرداخته شده است که فقط اصل مساله را نام میبریم: نماز خواندن روبروی آتش، حکم قبض در بیع، تکرار ختنه کردن پسر بچه، حکم حق ماره، کفاره روزه خواری، نحوه احرام بستن، استحباب دعا در تکبیرات هفتگانه نماز، سجده شکر بعد از نماز، شرط مالکیت در بیع، استحباب روزه ماه رجب، نماز خواندن روی حیوان سواری، نحوه رسیدن به رکوع امام جماعت، پی بردن به بطلان نماز ظهر در میانه نماز عصر، شهادت مبتلایان به پیسی و جذام وفلج، ازدواج با دختر همسر، حرمت مادربزرگ زن بر شوهر، دعوای مالی، استحباب نوشتن لا اله الا الله بر کفن، گرداندن تسبیح در نماز با دست چپ، فروش مال موقوفه، روغن زدن محرم برای درمان، شهادت دادن شخص نابینا، شهادت در وقف، ذکر رکعت سوم وچهارم نماز، چگونگی استخاره، وقت نماز جعفر طیار، اولویت در صدقه دادن، ادعا عدم پرداخت مهریه، نماز در لباس خز وابریشم، ترتیب مسح پا، اشتباه در شمارش تسبیح حضرت زهرا، حکم تکبیر بعد از تشهد در رکعت دوم، فراموش کردن بردن نام صاحب قربانی، طهارت لباس ساخته و بافته دست زردشتى، اشتباه در به جا آوردن سجده، قربانی کردن از طرف صاحب قربانی، احرام در پارچه از جنس خز، نماز در کفش بد بو، تقیه در میقات حج، حكم مال شبههناك، تعهّد بر ترك ازدواج موقّت، الحاق فرزند به پدر و تغيير وقف با شرط، نماز در انواعى از پوست حيوانات، صدقه تراشيدن موى سر نوزاد، شرط وجوب غسل مسّ ميّت، فراموشى در تسبيحات نماز جعفر طيّار، خروج زن از خانه در عدّه وفات، سورههاى بافضيلتتر در نماز و وقت وداع با ماه رمضان.

در عصر غیبت امام زمان (عج)، برای رفع سردرگمی و حفظ ارتباط با معارف دین، ائمه اطهار شیعیان را به رجوع به عالمان دین توصیه کردند.
این علما که با اجتهاد، تقوا، و آگاهی از قرآن و روایات اهل بیت تربیت شدهاند، وظیفه دارند احکام شرعی و مسائل اعتقادی را به مردم بیاموزند و در نبود امام معصوم، حجت او بر مردم باشند.
چنانکه در روایات متعدد از امامان، رجوع به فقها و راویان حدیث بهعنوان راهی مشروع و ضروری برای هدایت دینی معرفی شده است.

تطابق تکوین و تشریع: آیه ۸۳ سوره آلعمران تأکید دارد که انسان باید به اختیار خود تسلیم همان شریعتی شود که تمام هستی تکویناً تحت سلطه آن است تا به سعادت برسد.
بر اساس روایت امام صادق(علیه السلام)، این آیه اشاره به پیمان خداوند با همه پیامبران دارد مبنی بر اینکه در دوران رجعت به دنیا بازگردند تا به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) ایمان آورده و ایشان را یاری کنند.

شیعه و اهل سنت باور دارند که عیسی مسیح سلام الله علیه کشته نشده و نزد خداوند زنده می باشد
شیعه و اهل سنت باور دارند که او در قیام امام زمان سلام الله علیهما همراه ایشان خواهد بود.
بر اساس نصوص روایی متعدد از فریقین، ایشان قاتل دجال هستند یا لا اقل در قتل او نقش پر رنگی دارند.

در این مقاله از سلسله «آیات مهدوی»، آیه ۳۷ سوره آلعمران و روایت نزول طعام آسمانی برای حضرت زهرا(س) بررسی شده است. بر اساس این روایت، پس از آنکه امیرالمؤمنین(ع) بهخاطر انفاق آخرین دینار خود نزدیک بود گرسنه بماند، ظرفی پر از غذای بهشتی در خانه ایشان ظاهر شد و حضرت زهرا(س) در پاسخ به پرسش همسرشان، عیناً عبارت «هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» از آیه شریفه را تکرار فرمودند. پیامبر(ص) این ماجرا را به داستان مریم(س) در محراب عبادت تشبیه کردند. طبق روایت امام باقر(ع)، آن ظرف آسمانی اکنون نزد حضرت حجت(عج) است و ایشان از آن بهره میبرند. شباهتهای حضرت مریم و حضرت زهرا(س) در مقامهایی چون «سیده نساء العالمین»، «محدثه» و «بتول» بودن، نشاندهنده پیوند ولایی این دو بانو و استمرار فیض الهی تا عصر ظهور است.

در این مقاله از سلسله مباحث «آیات مهدوی»، آیه ۲۶۹ سوره بقره درباره «حکمت» و «خیر کثیر» بررسی شده است. بر اساس روایت امام صادق(ع)، مصداق این حکمت، شناخت امام و دوری از گناهان کبیره است. در ادامه با تحلیل ریشهشناسی «حکمت» (به معنای مهارکننده از تندروی) و «لُبّ» (مغز خالص میوه)، به این نتیجه میرسد که صاحبان «لُبّ» کسانی هستند که با عبور از ظواهر، به حقیقت متصل میشوند. در پایان، بر اساس روایات، مؤمنانی که در عصر غیبت به معرفت و عقل کامل رسیدهاند، غیبت برایشان همچون مشاهده است و در زمره برترین منتظران قرار میگیرند.

ن مقاله با تفسیر آیه ۲۵۹ بقره، داستان «صاحب الحمار» را بررسی کرده و نشان میدهد که چگونه این ماجرا در روایات به عنوان مثالی برای غیبت و ظهور امام زمان(عج) معرفی شده است. متن به وجوه شباهت میان این دو واقعه میپردازد؛ از جمله فراموش شدن یاد امام در دوران غیبت، رجعت یاران حضرت، بیعت نکردن با طاغوت و احیای زمین پس از فساد. این تحلیل نشان میدهد که ظهور، تجلی دوباره قدرت الهی و آغاز حیات تازه برای جامعه انسانی است.
اولین نفری باشید که پیام خود را ثبت میکند