
محمّد بن عثمان بن سعيد، فرزند نائب اوّل و وكيل امام حسن عسكرى (عليه السلام)و امام مهدى (عليه السلام)بود كه در زمانى طولانى، نزديك به پنجاه سال، وكالت امام حسن عسكرى (عليه السلام)و امام مهدى (عليه السلام)را به عهده داشت. او همانند پدر خويش، منزلتى خاص و ويژه در نزد امامان عليهم السلام داشت.
امام حسن عسكرى (عليه السلام)به احمد بن اسحاق درباره او و پدرش فرموده است:« العمري وابنه ثقتان، فما أدّيا إليك عنّي فعنّي يؤدّيان، وما قالا لك فعنّي يقولان، فاسمع لهما وأطعمها فإنّهما الثقتان المأمونان.
عَمرى(عثمان بن سعید) و فرزند او مورد اعتماد من هستند و آنچه به تو برسانند، از سوى من رساندهاند و آنچه بگويند از جانب من گفتهاند. پس سخن آن دو را گوش فرا ده و فرمان آن دو را اطاعت كن، كه آنها مورد اعتماد و امين هستند« [1]
امام مهدى(عليه السلام) نيز او را با واژههايى همچون (ثقتی) یعنی مورد اعتماد من توصيف نموده است. او از جمله افرادى است كه مورد اعتماد امام عسكرى(عليه السلام) بوده و ايشان فرزندش امام مهدى(عليه السلام) را به آنها نشان داده است. [2]
مطالب مرتبط:
غیبت صغری (وضعیت سیاسی امنیتی)
5 ویژگی علمی و فرهنگی غیبت صغری
نائب اول امام زمان علیه السلام
نائب سوم امام زمان علیه السلام
نائب چهارم امام زمان علیه السلام
توقیعات عقائدی و اجتماعی امام زمان
پيشينه وكالت او در زمان امام عسكرى(عليه السلام) و وجاهت و شخصيت او در نزد عالمان و شيعيان، زمينه پذيرش نيابت او را فراهم ساخته بود. او در زمان پدرش نيز شخصيتى وجيه و شناخته شده در نهاد وكالت بود.
پس از درگذشت عثمان بن سعيد، توقيع شريف از ناحيه امام نسبت به او صادر شد و پس از تعزيت مرگ پدر، او را بدين سِمَت، منصوب كرد.
امام زمان (عليه السلام)در اين توقيع، ضمن تجليل از عثمان بن سعيد(نائب اول) نوشتهاند:« كانَ مِن كَمالِ سَعادَتِهِ أن رَزَقَهُ اللَّهُ تَعالى وَلَداً مِثلَكَ يَخلُفُهُ مِن بَعدِهِ، ويَقومُ مَقامَهُ بِأَمرِهِ، ويَتَرَحَّمُ عَلَيهِ.
از كمال سعادت نائب اول، آن بود كه خداى متعال، فرزندى مانند تو را روزىاش نمود كه جايش را پس از او بگيرد و به فرمانش، بر جاى او بنشيند و براى او رحمت الهى طلب كند» [3]
نيابت او نسبت به امام مهدى (عليه السلام)در سخنان امام عسكرى (عليه السلام)نيز گزارش شده است.
ايشان در ستايش از پدر و پسر فرموده است:« وأنّ ابنَهُ محمّداً وكيلُ ابني مَهدِيِّكُم.» همانا كه پسرش [محمّد بن عثمان] وكيل پسرم مهدى شماست. [4]
اين ويژگىها به همراه توقیعات امام زمان(علیه السلام) سبب شد كه نیابت محمد بن عثمان مورد پذیرش عموم جامعه قرار بگیرد. شيخ طوسى در باره باور عمومى نسبت به او نوشته است:
« وَالشّيعَةُ مُجتَمِعَةٌ عَلى عَدالَتِهِ وثِقَتِهِ وأَمانَتِهِ، لِما تَقَدَّمَ لَهُ مِنَ النَّصِّ عَلَيهِ بِالأَمانَةِ وَالعَدالَةِ، وَالأَمرِ بِالرُّجوعِ إلَيهِ ... »
شيعيان، بر عدالت و وثوق و امانتدارى او اتّفاق نظر داشتند؛ زيرا در همان روزگار حيات پدرش، به امانتدارى و عدالت او و لزوم مراجعه به وى در روزگار امام حسن (عليه السلام)و نيز پس از حيات ايشان، تصريح شده بود. در عدالت و امانتدارىاش اختلاف نظر و شكّى نبود و شيعیان، به کسی جز او مراجعه نمی کردند» [5]
گفتنى است كه برخى از مخالفتها با نیابت او از ناحيه كسانى چون: احمد بن هلال، محمّد بن نصير، و محمّد بن على بن بلال [6] مورد قبول جامعه شيعى قرار نگرفت.
یکی از عوامل قبول نشدن این مخالفت ها توقیعات مستقیم امام در مورد این اشخاص بود. یکی از این توقیعات درباره احمد بن هلال است. عبارت هایی که در این توقیع است بسیار شدید است.
در ابتدای توقیع چنین آمده است: «احْذَرُوا الصُّوفِيَّ الْمُتَصَنِّعَ»از شخص صوفی ریاکار پرهیز کنید. در ادامه می فرمایند: این شخص بدون اجازه ما در کار ما (نیابت) دخالت کرده است. ما از او برائت می جوییم. جایگاه او آتش جهنم است. و در آخر به او فاجر می گویند.[7]
مدت طولانى نيابت و وكالت محمّد بن عثمان، همراه با وجاهت شخصيت او سبب گرديد تا تشكيلات وكالت در اين مدّت طولانى، پابرجا بماند و تقويت شود.
محمّد بن عثمان در حدود چهل سال به عنوان نايب خاص امام زمان(علیه السلام)، فعّاليت داشت. در اين مدت طولانى، او به پاسخگويى به پرسشها و نيازهاى مردم مىپرداخت. تنها در حوزه بغداد، ده نفر دستيار به او يارى مىرساندند. يكى از اين ده نفر، حسين بن روح است كه بعدها به جانشينىِ او منصوب گشت.
مؤلفات ونوشته ها
علاوه بر منصب اجرايى نيابت و وكالت، او نگاشتههايى در حديث و فقه نيز داشته است. سؤالات او از امام عسكرى (عليه السلام)همراه با جواب ايشان به خطّ او در اختيار عبد اللَّه بن جعفر حِميرى قرار داشت. [8] وى همچنين كتابهايى را در موضوعات فقهى نگاشته كه جمعآورى و تبيين احاديث امام عسكرى (عليه السلام)و فرزندش امام مهدى (عليه السلام)است. محمّد بن عثمان، احاديث امام هادى (عليه السلام)را نیز از طريق پدرش نقل كرده است.
اين نوشته ها بعدها در اختيار وكيلانِ پس از او قرار گرفت. [9] مباحثات علمى او با برخى از افراد نيز در كتابهاى حديثى بيان شده است. [10]
وفات
محمّد بن عثمان در سالهاى پايانى عمر خويش، برخى از كارها بويژه پرداخت اموال را به حسين بن روح ارجاع مىداد[11] و با این کار زمينه نيابت وى را فراهم مىنمود. او در اواخر حيات خويش، قبر خود را آماده كرده بود و همه روز در قبر خويش آياتى از قرآن را تلاوت مىكرد. [12]
محمد بن عثمان از راه خبری که امام زمان به او داده بود، از زمان فوت خود آگاه بود[13] و آن را به آگاهى برخى از خواص خود نيز رسانده بود. محمّد بن عثمان در پايان جمادى الاولى سال 305 يا 304 ق درگذشت [14] و در كنار مادرش در باب الكوفه بغداد به خاك سپرده شد.[15] مزار وى هماكنون نيز در بغداد، مشهور به خلّانى است.
لوکیشن مقبره نائب دوم:
https://maps.app.goo.gl/NGkB49GDYdj8vBfTA



محمد بن عثمان، دومین نایب خاص امام زمان (عج)، شخصیتی ممتاز بود که حدود پنجاه سال مورد اعتماد کامل امام عسکری (ع) و امام دوازدهم بود. جایگاه او چنان محکم بود که حتی وقتی «احمد بن هلال» با او مخالفت کرد، امام زمان به شدت آن شخص را طرد کردند تا جایگاه نیابت حفظ شود.
او در دوران طولانی مسئولیتش، علاوه بر تبیین احکام و تألیف کتاب، شبکه وکالت را تقویت کرد و با درایت، زمینه را برای جانشینی «حسین بن روح» آماده ساخت تا پس از وفاتش، جامعه شیعه دچار سرگردانی نشود. مزار ایشان اکنون در بغداد زیارتگاه شیعیان است.
[1] الکافی، ج1، ص330
[2] الکافی، ج1، ص330
[3] کمال الدین، ص510، ح41
[4] الغیبة طوسی، ص355، ح317
[5] الغیبة طوسی، ص362، ح327
[6] الغیبة طوسی، ص366، ح334
[7] . رجال کشی، ص536
[8] الرجال نجاشی، ص219
[9] الغیبة طوسی، ص363
[10] کمال الدین، ص507
[11] الغیبة طوسی، ص367
[12] الغیبة طوسی، ص364، ح332
[13] الغیبة طوسی، ص364، ح332
[14] خلاصة الاقوال، ص250
[15] الغیبة طوسی، ص366، ح334

در عصر غیبت امام زمان (عج)، برای رفع سردرگمی و حفظ ارتباط با معارف دین، ائمه اطهار شیعیان را به رجوع به عالمان دین توصیه کردند.
این علما که با اجتهاد، تقوا، و آگاهی از قرآن و روایات اهل بیت تربیت شدهاند، وظیفه دارند احکام شرعی و مسائل اعتقادی را به مردم بیاموزند و در نبود امام معصوم، حجت او بر مردم باشند.
چنانکه در روایات متعدد از امامان، رجوع به فقها و راویان حدیث بهعنوان راهی مشروع و ضروری برای هدایت دینی معرفی شده است.

تطابق تکوین و تشریع: آیه ۸۳ سوره آلعمران تأکید دارد که انسان باید به اختیار خود تسلیم همان شریعتی شود که تمام هستی تکویناً تحت سلطه آن است تا به سعادت برسد.
بر اساس روایت امام صادق(علیه السلام)، این آیه اشاره به پیمان خداوند با همه پیامبران دارد مبنی بر اینکه در دوران رجعت به دنیا بازگردند تا به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) ایمان آورده و ایشان را یاری کنند.

شیعه و اهل سنت باور دارند که عیسی مسیح سلام الله علیه کشته نشده و نزد خداوند زنده می باشد
شیعه و اهل سنت باور دارند که او در قیام امام زمان سلام الله علیهما همراه ایشان خواهد بود.
بر اساس نصوص روایی متعدد از فریقین، ایشان قاتل دجال هستند یا لا اقل در قتل او نقش پر رنگی دارند.

در این مقاله از سلسله «آیات مهدوی»، آیه ۳۷ سوره آلعمران و روایت نزول طعام آسمانی برای حضرت زهرا(س) بررسی شده است. بر اساس این روایت، پس از آنکه امیرالمؤمنین(ع) بهخاطر انفاق آخرین دینار خود نزدیک بود گرسنه بماند، ظرفی پر از غذای بهشتی در خانه ایشان ظاهر شد و حضرت زهرا(س) در پاسخ به پرسش همسرشان، عیناً عبارت «هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» از آیه شریفه را تکرار فرمودند. پیامبر(ص) این ماجرا را به داستان مریم(س) در محراب عبادت تشبیه کردند. طبق روایت امام باقر(ع)، آن ظرف آسمانی اکنون نزد حضرت حجت(عج) است و ایشان از آن بهره میبرند. شباهتهای حضرت مریم و حضرت زهرا(س) در مقامهایی چون «سیده نساء العالمین»، «محدثه» و «بتول» بودن، نشاندهنده پیوند ولایی این دو بانو و استمرار فیض الهی تا عصر ظهور است.

در این مقاله از سلسله مباحث «آیات مهدوی»، آیه ۲۶۹ سوره بقره درباره «حکمت» و «خیر کثیر» بررسی شده است. بر اساس روایت امام صادق(ع)، مصداق این حکمت، شناخت امام و دوری از گناهان کبیره است. در ادامه با تحلیل ریشهشناسی «حکمت» (به معنای مهارکننده از تندروی) و «لُبّ» (مغز خالص میوه)، به این نتیجه میرسد که صاحبان «لُبّ» کسانی هستند که با عبور از ظواهر، به حقیقت متصل میشوند. در پایان، بر اساس روایات، مؤمنانی که در عصر غیبت به معرفت و عقل کامل رسیدهاند، غیبت برایشان همچون مشاهده است و در زمره برترین منتظران قرار میگیرند.

ن مقاله با تفسیر آیه ۲۵۹ بقره، داستان «صاحب الحمار» را بررسی کرده و نشان میدهد که چگونه این ماجرا در روایات به عنوان مثالی برای غیبت و ظهور امام زمان(عج) معرفی شده است. متن به وجوه شباهت میان این دو واقعه میپردازد؛ از جمله فراموش شدن یاد امام در دوران غیبت، رجعت یاران حضرت، بیعت نکردن با طاغوت و احیای زمین پس از فساد. این تحلیل نشان میدهد که ظهور، تجلی دوباره قدرت الهی و آغاز حیات تازه برای جامعه انسانی است.
اولین نفری باشید که پیام خود را ثبت میکند